تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - كوته بين مباشيد ، در هندسهء كلى الهى ، با موقعيت اختصاصى كه به خود گرفتهايد ، به تقسيم جهان به خوب و بد نپردازيد و از اين تقسيم بازيگرانه و نابجا حيرت و نهيليستى را استنتاج نكنيد ، همهء روابط و ضوابط و پديده هاى جهان هستى در يك آهنگ كلى شركت كردهاند ، اين زندگى مورد خواست شما است كه مى تواند حتى عاليترين مزاياى جهان هستى را پليد نمايش دهد
است كه زشت وزيبا را از خوب وبد تفكيك مى كنيم ومى گوييم : زشت وزيبا غالبا از تماشاگرى ما سرچشمه مى گيرد ، يا حد اقل ريشه هاى تحققى دارد كه در موقع بروز نسبى مى نمايد - در صورتى كه خوب وبد به طور كامل وابسته به اصل حيات ويا ايده آل آن است .
از اين رو ما بر خلاف بعضى از مكاتب فلسفى به مطلق بودن خوب وبد با نظر به ملاك آن دو اصرار مى ورزيم . اين مصاديق وموارد خوب وبد است كه در تغير ودگرگونى ومعروض نسبيت مى باشد . لذا همواره رابطهء مفهوم پليدى با موضوع پليد رو به فنا وزوال مى باشد .
اين كه مى گوييم : خارستانى وجود دارد ، با نظر به گذرگاه وجودى ، اين خارستان نقاطى را در اشكال مختلف از اجزاى طبيعت عبور نموده در زمان معينى به شكل خارستان بروز نموده وبا نظر به حيات انسان وشأن آن ، موجود بىفايده ومضر نمودار گشته است . اما به قول جلال الدين صفت خارستانى براى اين موجود ابديت ندارد ، زيرا -
« نقل خارستان غذاى آتش است »
عوامل متضادى وجود دارد كه از راه مى رسند ونه تنها صورت خارزار بودن آن را عوض مى كنند ، بلكه ممكن است همان خارزار مضر را به بوته هاى گل مبدل بسازند . در اين گذرگاه تغيرات نبايستى موجودات مضر وبه قول جلال الدين خارستانهاى طبيعت ، انديشهء گل سازى را در مغز ما خاموش نمايد ، بلكه همواره بياد آن نيرو وعوامل باشيم كه با پليدىها وخارستانهاى طبيعت مبارزه مى كند وپيروز مى گردد .