تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٩ - هر اندازه كه نيروى آگاهى و بينايى آدم فعاليت مى كند و هشيارى و بينايى را نصيب او مى كند به خير و صلاح اوست
يا تعريف ديگرى را از خودمان به آن تعريف اضافه مى كنيم .
وهمه مى دانيم كه تعريفاتى كه براى آگاهى تا كنون گفته شده است ، جز بيان حالت آيينهاى ذهن را در مقابل موضوعات ورويدادهايى كه هشيارى وآگاهى به آنها متعلق مى شود وبراى مغز يا روان روشن مى سازد ، چيز ديگرى گفته نمى شود .
سپس به انكشاف مورد آگاهى وترتيب آثار علم به آگاهى وتحرك وسكون مطابق آن كه هيچ يك ماهيت خود هشيارى را روشن نمى سازد ، مى پردازيم . چون ماهيت ادراك وهشيارى مانند يك نمود فيزيكى حقيقتش را بر ما روشن نمى سازد ، ما مجبور مى شويم مسائلى را در اين پديده مورد بررسى قرار بدهيم كه به اندازه هاى محاسبه نشده به وجود مى آيند ودر ليست مسائل علمى قرار مى گيرند وما را وادار به شناخت وتحليل وبررسى خود مى نمايند .
لذا اين موضوع كه هر چه آگاهى وهشيارى يك انسان بيشتر باشد به خير وصلاح او است ، شبيه به پند واندرزهايى جلوه مى كند كه معلمى به شاگردان يا پدرى به فرزندان خود مى دهد ومى گويد : بفهم وهوشيار باش ، هر چه بفهمى وهشيار باشى به خير وصلاح تست . پس از آن كه آن دانش پژوه يا فرزندان بزرگ شدند وبيشتر وعميقتر با مسائل علمى وحيات وانسانها ومحروميت وحق كشىها ومحدوديت آگاهىها آشنا گشتند ، قيافهء اعتراض به خود گرفته ومى گويند . اى كاش معلم وپدران ما به جاى آن اندرز « هشيار وآگاه باشيد » بما راه انعطاف وميعان را كه موجب برخوردارى از لذايذ حيات مى شود ، نشان مى دادند . هشيارى وآگاهى يعنى چه ؟ ديروز جملهاى را شنيدم كه مى گفت :
« خرم دلى كه كره خر آمد الاغ رفت »
سپس يك شماره از مجلهء تايم ديدم كه نوشته بود : انديشيدن عادت بدى است » فهميدم كه هر چه آگاهى وهشيارى بيشتر ، درد سر وبدبختى افزونتر .
بايد بگوييم : مسئله خيلى بالاتر از اين گونه شوخىهاى قهوه خانهاى وشب نشينىهاى وقت گذرانى است .