تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - قضا و قدر الهى آن اندازه در سرنوشت تو دخالت مى ورزد كه كوشش اختيارى تو
نكتهاى كه در اين بيت بايد مورد توجه قرار بگيرد ، اين است كه جلال الدين در مورد قضاء وتاثير آن در كتاب مثنوى عقايد مختلف ابراز كرده است .
گاهى تاثير قضا را عامل منحصر هر چه كه در جهان وانسان به وجود مى آيد ، مى داند . گاه ديگر انسان را به تمام معنى مختار ديده وتاثير قضا را در بارهء انسان ناديده مى گيرد ، البته اين روش در مثنوى بسيار اندك بوده ومى توان گفت : با يك تاويلات صحيح چنين عقيدهاى را جلال الدين ابراز نكرده است .
عقيدهء سوم همان است كه در بيت مورد تحليل بيان مى كند وآن عبارت است از دو عنصرى بودن حركات وسكنات آدمى كه به طور اجمال در اول اين مبحث متذكر شديم .
ممكن است براى بعضى از مطالعه كنندگان محترم اين اعتراض جلوه كند كه اين چه تضاد گويى است كه جلال الدين در مثنوى براه انداخته است ؟ پاسخ اين اعتراض با نظر به اختلاف افقهايى كه جلال الدين براى جهان بينى انتخاب مى كند واضح است ، چنانكه تضاد گويىهاى جلال الدين را در باره جبر واختيار هم با همين اختلاف افقها كه روح جلال الدين در آنها در جريان مداوم بوده است ، تاويل كردهايم .
پس از ابيات مربوط به دخالت ندادن قضا در كارهاى اختيارى انسانها ، جلال الدين بار ديگر دلايلى را كه در اواخر دفتر پنجم براى اثبات اختيار آورده بود تكرار مى نمايد وچون مطلب تازهاى در آنها نمى بينيم ، لذا از تحليل آنها خود دارى مى كنيم .