تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - قضا و قدر الهى آن اندازه در سرنوشت تو دخالت مى ورزد كه كوشش اختيارى تو
باشد وچه برونى ، انگيزه ايست كه موجب ترجيح راه انتخاب شده مى باشد ، در صورتى كه فرض ما در تساوى مطلق راه هاست كه به طور فراوان اتفاق مى افتد .
ممكن است در اين جا اعتراض ديگرى مطرح شود كه انتخاب يكى از راه ها در اين موارد ناشى از سلطه ونظارت شخصيت به دو قطب مثبت ومنفى كار نيست ، بلكه يك انتخاب سطحى وبدون دقت است كه در كارهاى مساوى صورت مى گيرد .
اين اعتراض هم صحيح به نظر مى رسد ، زيرا اگر فرض كنيم كه وصول بهدف حياتى فورى مانند فرار از جنايت ودرنده مثلًا نباشد ، با نظر به مشترك بودن راه ها يا كارها از نظر هدف منظور ، آن جامع مشترك كه همهء راه ها يا كارها دارند به طور اجبار انسان را وادار به اقدام مى كنند ، ولى تطبيق آن جامع مشترك ووصول به آن با سلطه ونظارت من به تساوى امور مزبوره انجام مى گيرد واين تطبيق كاملًا اختيارى است .
((٤٠٧)) بل قضا حق است وجهد بنده حق هين مباش اعور چو ابليس خلق
قضا وقدر الهى آن اندازه در سرنوشت تو دخالت مى ورزد كه كوشش اختيارى تو اين مسئله را در مجلدات گذشته مشروحا مطرح كردهايم ودر آن مباحث گفتيم : كه سرنوشت آدمى از دو عنصر عمده متشكل مى شود :
عنصر يكم - حكم حق تعالى ( قضا ) وتحقق رياضى وعينى آن حكم ( قدر . ) . . عنصر دوم - كار وكوشش ونظارت وسلطهء شخصيت آدمى به دو قطب مثبت ومنفى كار .