تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - ملاك ضعف و قدرت جان آدمى با آگاهى او سنجيده مى شود
١ - ارتباط ايده آليستى محض كه مى گويد : ملاك موجوديت جهان هستى درك وانديشهء آدمى است كه البته اين عقيده را ما نمى پذيريم .
٢ - ارتباط علت روييدن با معلولش .
٣ - نمودار شدن موجودات عالم هستى در شكل زنده ، به توضيح اين كه حيات روانى كه از عالم عناصر به وجود مى آيد ( جسمانية الحدوث روحانية البقاء ) مانند دانه ايست كه در مزرعهء وجود انسانى كاشته شده است ، اجزاء وشئون عالم هستى مانند مواد قابل تغذيه ايست كه دانهء حيات روانى انسان مى تواند با هضم آنها تدريجا برويد وبه فعليت برسد .
آب حيات بخش اين دانه عبارتست از آگاهى وهشيارى . هر اندازه كه آگاهى آدمى زيادتر ونابتر بوده باشد ، پيشرفت دانهء حيات رو به كمال عالىتر ونابتر خواهد بود .
اما نوع سوم از ارتباط همان است كه جلال الدين مى گويد :
تو بحرى وجهان ماهى به گاهى چيست وبىگاهى حيات ماهيان خواهى بر ايشان آب حيوان شو [١]
ديوان شمس تبريزى آب حيوان شدن آدمى براى جهان ، همان آگاهى وهوشيارى است كه جهان را در خود غوطه ور مى سازد وآن را در شكل زنده مى بيند . نكتهاى كه تذكرش در اين مبحث لازم است ، اين است كه جلال الدين ارتباط آگاهى وهوش را با جهان هستى با يك نظر معين ابراز نمى دارد ، زيرا در ابيات مورد تحليل ملاك واقعى زنده بودن را آگاهى معرفى مى كند ومى گويد :
اقتضاى جان چو اى دل آگهى است هر كه آگه تر بود جانش قوى است
در صورتى كه در دفتر اول مى گويد :
باده در جوشش گداى جوش ماست چرخ در گردش اسير هوش ماست
[١] ديوان شمس تبريزى ، غزل شماره ٢١٦٤ . .