ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٤٣ - اخبار باب
است و لفظ (فمنك) خبر مبتداء (ما) است و آمدن فا، بر لفظ خبر از نظر اينست كه مبتداء يعنى لفظ ما معناى شرط را متضمن است و بعضا" اين لفظ را (فمنك) كه جار و مجرور است منك بفتح ميم و تشديد نون خواندهاند ولى غلط و ناصحيح است و صحيح همان منك به صورت جار و مجرور است. و جمله حتى ترضى (حمد و سپاس براى تو خداوندا تا حدى كه راضى و خشنود شوى) منظور اولين مراتب رضا و خشنودى حق است و بعد الرضا يعنى مراتب ديگر و بالاتر رضايت (و اگر منظور از جمله (لك الحمد و لك الشكر) اخبار از حقيقت و واقعيت باشد باين معنا كه پروردگارا تو مستحق حمد و سپاس هستى و بايد حمد و سپاس تو انجام شود تا راضى شوى در اين صورت مقصود اولين درجه رضايت حق است چون ذات مقدسش به كمترين چيزى كه استحقاق دارد از حمد و سپاس و اطاعت راضى مىشود. و اگر منظور از اين جمله انشاء حمد و سپاس باشد باين معنا كه پروردگارا من تو را حمد و سپاس مينمايم تا اينكه راضى شوى. در اين صورت نيازى به درجهبندى مراتب و درجات رضا نيست و جمله (كنت قد اديت) يعنى وقتى چنين گفتى خداوند از تو راضى مىشود نه اينكه معنا اين باشد كه تو اداء كردهاى آنچه را كه او مستحق است چون بديهى است هيچ كس نميتواند بمقدار استحقاق خداوند حمد و سپاس او را بجاى آورد.
ترجمه اين حديث و اين دعا چنين است. پروردگارا آنچه من در صبحگاه از صحت و سلامت و از نعمتهاى دينى و دنيوى در خود مىبينم فقط و فقط از جانب تو است نه از ناحيه غير تو. و حمد و سپاس تو در برابر اين نعمتها بر من لازم است تا راضى و خشنود شوى و رضايت تو ادامه داشته باشد. كه اگر اين دعا را انسان در هر روز ده بار بگويد شكر نعمتهائى كه در آن روز و شب خداوند باو عنايت فرموده است بجاى آورده است.
٢٤- كافى با همان اسناد از ابن ابى عمير از حفص بخترى از حضرت صادق ٧ كه فرمود. حضرت نوح ٧ اين دعا را در صبحگاهان ميخواند پس از اين جهت عبد شكور بنده سپاسگزار ناميده شد. و فرمود: رسول خدا ٦ فرموده من صدق اللَّه نجا هر كس كه صدق و راستى با خدا داشته باشد نجات مىيابد.
بيان منظور از دعا كه حضرت نوح ميخواند همين دعائى است كه در حديث قبلى نقل شد. و در روايت ديگرى هست كه نوح ٧ اين دعا را هم صبح و هم عصر ميخواند. و اخبار هم با مختصر اختلافى در اين موضوع بسيار است و گفتار پيغمبر كه فرموده من صدق اللَّه نجا يعنى وقتى انسان حالتى را (مثلا" ايمان داشتن يا غيره) اظهار نمود و واقعا" صدق و راستى داشت بطورى كه نه در مرحله اعتقاد و درون خود و نه در مرحله عمل و كردار چيزى كه مخالف با اين باشد نداشته باشد اين صدق و راستى موجب