ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٤١ - (اخبار)
فرمود خدا تو را رحمت كند آيا توجه ندارى كه خداوند متعال اسراف و كمروى و بخل هر دو را زشت ميداند؟ و فرموده است.
وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً.
١٢- مؤلف. در باب جوامع مكارم اين حديث از حضرت باقر ٧ نقل شد كه فرمود. اما آنچه نجات دهنده انسان است ١- ترس از خدا چه در نهان و چه در آشكار ٢- اقتصاد و اعتدال بهنگام غنا و ثروت و در موقع تهيدستى ٣- مراعات عدل و انصاف در حال خشنودى و خشم.
١٣- خصال. امير مؤمنان ٧ فرمود. اندازه نگه داشتن در زندگى نصف زندگى است و فرمود. كسى كه اعتدال داشته باشد فقير نمىشود.
١٤- خصال امير مؤمنان ٧ فرمود. تقدير و اندازه نداشتن موجب فقر است و فرمود. اسراف باعث ركود مال و اعتدال موجب زياد شدن آنست.
١٥- معانى از پدرش ... از شخصى بنام ابراهيم كه از حضرت مجتبى ٧ سؤال شد مروت و مردانگى چيست؟ فرمود. ١- در دين عفاف داشتن (دورى از حرام) ٢- اندازهگيرى در زندگى ٣- صبر و مقاومت در برابر مشكلات و مصائب.
١٦- امالى طوسى در ضمن وصاياى على ٧ نزديك وفات بفرزندش فرمود.
پسرم در زندگى خود اندازهگيرى داشته باش.
١٧- فقه الرضا. از حضرت عالم (موسى ٧) نقل ميكنم كه فرمود. هر كس كه ميخواهد غنىترين مردم باشد بايد بآنچه كه نزد خدا و بمشيت او است وثوق و اعتماد داشته باشد و در روايت ديگر چنين آمده كه بايد اعتماد و اميدش بآنچه نزد خدا است بيشتر از آنچه كه نزد خود دارد. و از عالم روايت ميكنم كه خداوند متعال فرموده. اگر ميخواهى غنىترين مردم باشى بايد راضى و خشنود باشى بآنچه بتو دادهام. و روايت ميكنم كه فرمود.
كسى كه قانع باشد هميشه سير است و كسى كه قانع نباشد سير شدن ندارد. و روايت ميكنم كه جبرئيل ٧ خدمت رسول خدا ٦ فرود آمد و عرض كرد خداوند متعال بتو سلام دارد و ميفرمايد بخوان.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ*. وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى. ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ (طه ١٣١) چشمان خود را خيره نكن بآنچه كه ما باضافى از كفار دادهايم از تمتعات و زينتهاى دنيوى كه روزى و ثواب اخروى بهتر است. پس حضرت دستور داد كه منادى اعلام كند.
كسى كه مؤدب بادب الهى با دل پر حسرت از جهان ميرود و روايت ميكنيم. از كسى كه از دنيا بهمان مقدار كافى راضى باشد كمترين چيز او را كافى خواهد بود و كسى كه بمقدار كافى راضى