ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٢٢ - اخبار
بيان در نهايه گفته متين يعنى محكم و نيرومند و در همان كتاب اين جمله از حديث را نقل نموده و گفته ايغال (ريشه فاوعلوا) سير و حركت شديد را گويند مثلا ميگويند.
اوغل القوم و توغلوا هنگامى كه در حركت خود امعان و جديت نمايند- در تعبيرات خود با هم هست فلانى متوغل در فلان كار است: و وغول بمعناى دخول و وارد شدن در امر است.
و غل يغل و غولا".
منظور اين است كه در انجام امور دينى و عبادت با رفق و مدارا حركت كن و بهدف و غرض نهائى و درجه اعلى با حوصله و رفق خود را برسان و از راه فشار و زحمت وارد نشو و بر خودت كارى را كه دشوار است و تاب تحملش را ندارى تحميل و تكليف نكن كه در نتيجه عاجز و ناتوان شده ناگهان اصل دين و عمل بآن را رها خواهى كرد.
و نيز در همان كتاب نهايه جمله آخرى حديث را نقل و توضيح داده.
فان المنبت لا ارضا قطع و لا ظهرا ابقى- لفظ انبتات را مثلا در باره كسى كه در سفر مانده و مركبش به رنج و ناراحتى افتاده استعمال ميكنند و ميگويند قد انبت يعنى بريده شد و وامانده از ريشه بت بمعناى قطع و انبت پذيرش بت و قطع است (باب انفعال) گفته مىشود بتّه و أبتّه- و مقصود اين است كه در ميان راه مانده و از رسيدن بمقصد و انجام غرض خود عاجز و ناتوان شده و پشتش را ناراحت كرده است.
و لا تكرهوا عبادة اللَّه منظور اين است كه اگر شما افراط در عبادت و زيادهروى داشته باشيد و مردمى كه ميخواهند تابع شما بوده و مثل شما عبادت نمايند چون مشكل است و زحمت و مشقت دارد در نتيجه عبادت را با كراهت و بدون ميل و شوق انجام ميدهند و احتمال معناى ديگر هم هست و آن اينكه مقصود در جمله فاوغلوا برفق اين باشد كه در روش تبليغى خود مدارا نموده و اعتدال داشته باشيد و در تعليم و ارشاد آن طريقى كه موجب مشقت مردم و بيش از ظرفيت آنان است بر آنها تحميل نكنيد كه در نتيجه ناراحت و نسبت بدين زده ميشوند همان طورى كه در حديث و داستان آن مردى كه يكنفر نصرانى را هدايت كرده بود گذشت و در باب درجات ايمان نقل شد كه افراط اين مرد موجب خروج او از اسلام شد و احتمال دارد كه لفظ عباد اللَّه شامل خود انسان هم بشود كه با افراط در عبادت. خودت را هم نسبت بعبادت بىرغبت مينمائى و آن را با حال كراهت انجام ميدهى ولى اگر زيادهروى نداشته و مراعات اعتدال نمائى هميشه در امر عبادت با نشاط هستى و ممكن است ايغال