ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٧٦ - اخبار
خود را آزاد ساخته و در آن جهان نيز از زنجيرهاى سنگين عذاب الهى نجات داده است كه چنين شخصى مانند انسانهاى آزاد بىنياز و مستقل و توانا است در تمام حالات. راغب در مفردات گويد. حريت و آزادى دو قسم است ١- كسى كه اسير و برده كسى نباشد كه در آيه ١٧٨ بقره الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ همين معنا منظور است كه اگر آزاد و غير برده شخص آزادى را كشت در مقام قصاص قاتل را بايد كشت و همچنين اگر بردهاى بردهاى را بكشد آن برده را بايد كشت.
٢- كسى كه قواى پست درونى و اخلاق ناپسند از قبيل آز و حرص بر اندوختههاى دنيوى بر او مسلط نباشد و گفتار پيامبر اكرم ٦ كه فرموده تعسر عبد الدرهم و تعسر عبد الدينار اشاره به اسارت و بردگى مقابل اين نحو آزادى و حريت است (يعنى بنده درهم و دينار خود را بسختى و ذلت افكنده است).
و همچنين قول آن شاعر عرب كه گفته و رق ذوى الاطماع رق مخلد رقيت و بردگى آزمندان بردگى هميشگى است و همين طور است جملهاى كه گفته شد. بندگى شهوت از بردگى اسارت ذلتبارتر است. پايان گفتار راغب و در قاموس است. حر با ضم مقابل عبد و بنده است. و از هر چيز بهتر آن. و اسبى كه باربرى و سوارى آزاد باشد و خاك و گل پاك و پاكيزه. به همه اينها حر گفته مىشود. ان نابته نابته صبر لها. يعنى اگر حادثه و يا مصيبت ناگوار باو برسد و يا مالى به او تحميل و از او گرفته شود با امساك و بخل خود را پست و ذليل نمىكند. در نهايت گفته است. در داستان خيبر آمده كه پيغمبر ٦ غنائم جنگ خيبر را به دو قسمت تقسيم كرد نصفا لنوائبه و نصفا بين المسلمين نصف آن را براى حوادث و مشكلات وارده و نصف ديگر را ميان مسلمين تقسيم فرمود و نيز در حديث ديگر هست. شما مسلمين ثروتمندان را نسبت به مشكلاتشان و در باره مهمانان و واردين آنها مراعات نمائيد (يعنى اجتماع توقعاتى از آنها دارد و نيز افرادى بر آنها وارد ميشوند) و ان تداكت عليه المصائب. تداكك يعنى اجتماع و ازدحام و در قضيه اجتماع مسلمانان بر على ٧ پس از قتل عثمان براى بيعت حضرت فرمود:
ثم تداككتم عليه تداكك الابل الهيم على حياضها همه شما اجتماع و ازدحام نموده و بمن روى آورديد مانند شتران تشنه و ديوانه بطرف آب. يعنى اگر مصائب و مشكلات زيادى از هر طرف باو هجوم آورد شكستى بر او