ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٨ - اخبار باب
يعنى حالت خضوع و فروتنى و احساس سرور و خوشحالى كه اين نعمت هديه و تحفهاى از جانب او است و علامت و نشانه اين حالت اين است كه هيچ گونه سرور و خوشحالى نسبت باقبال دنيا پيدا نشود مگر در صورتى كه اين نعمتها موجب قرب انسان بخدا گردد چون در غير اين صورت اينها نه تنها نعمت نبوده بلكه نقمت و موجب وبال و خسران است.
پايه سوم عمل و كردارى كه نتيجه آن حالت است چون هنگامى كه آن حالت بدست آمد قهرا «در قلب انسان حالت نشاط و شادمانى مخصوصى حاصل مىشود كه انسان را باعمالى كه موجب قرب بحق ميگردد سوق ميدهد و در نتيجه هم قلب هم زبان و هم اعضاء جوارح سپاسگزار نعمت او خواهند بود.
اما سپاس و شكر قلبى يعنى دل انسان متوجه عظمت و مجد و بزرگوارى او شده و در مصنوعات و افعال و آثار لطف او به تفكر و تامل بپردازد و تصميم ميگيرد كه نسبت بهمه مخلوقات خير و احسان نمايد (چون همه مخلوق او و مربوط باو هستند) و اما شكر زبانى يعنى آنچه در دل است بزبان آورد. تهليل و تحميد و تسبيح و و تقديس حق نموده و مردم را به نيكى و خير وادار و از بدى و زشتى نهى نمايد و امثال و نظائر اين كارها.
و اما شكر عملى و عضوى يعنى تمام نعمتهاى ظاهرى و پنهانى را در طريق اطاعت و بندگى و عبادت بكار برده و از اينكه اين نعمتها و اين اعضاء و جوارح را در انجام گناه و معصيت استخدام نمايد خوددارى كند مثلا «چشم را در مطالعه مصنوعات و خواندن علوم و قرآن و اخبارى كه از انبياء و اوصياء عليهم السّلام رسيد بكار برد و همين طور بقيه اعضاء و جوارح. بنا بر اين روشن شد كه شكر و سپاسگزارى ريشه و پايه صفات كمال و زيربناى تكامل و حركت معنوى انسانى است البته شكر و سپاسگزارى كامل و در حد اعلا براى افراد كم و نادرى محقق مىشود كه فرمود وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ سباء ١٣ و چون شكر باعضاء و جوارح: خودش نعمتى است از طرف حق و او است كه بانسان اين توفيق را ميدهد لذا همين موفقيت كه خود نعمت و عنايتى است شكر ديگرى لازم دارد و آن شكر هم بنوبه خود نعمتى است كه شكرى لازم دارد و همين طور كه بالاخره منتهى مىشود باينكه اعتراف بعجز از شكر نمايد پس بنا بر اين آخرين مراحل و مراتب شكر اعتراف بعجز و قصور از شكر است همچنان كه آخرين مراحل معرفت و ثنا و ستايش اعتراف بعجز از معرفت و ثناست و همچنين در باره عبادت و پرستش كما اينكه سرور عبادتكنندگان و سيد عارفان و سر آمد سپاسگزاران رسول خدا ٦ در مناجاتش چنين ميگويد.