ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٧ - اخبار باب
فاطر ٣- ١٢ يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ.؟ هان اى مردم نعمت خدا را بياد آوريد فراموش نكنيد. و لعلكم تشكرون زمر ٧- ٦٦ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ اگر شكر كنيد بقاء نعمت را مىپسندند براى شما.
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ خدا را پرستش كن و از سپاسگزاران باش.
مؤمن ٦١ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ خداوند بر مردم عنايت دارد ولى اكثر مردم ناسپاسند.
حمعسق ٣٣ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ- جاثيه ١٢ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ قمر ٣٥ كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ. كسى را كه سپاسگزار باشد چنين پاداش ميدهيم.
اخبار باب
١- كافى. على بن ابراهيم از پدرش از نوفلى از سكونى از حضرت صادق ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود. كسى كه با حالت سپاسگزارى غذا ميخورد همانند پاداش روزهدار بااخلاص پاداش دارد. و شخص سالم سپاسگزار مانند مريض شكيبا اجر دارد. و ثروتمند شاكر مانند تهيدست قناعتگر پاداش دارد.
تبيين راغب گفته. مفهوم شكر عبارت است از تصور نعمت و آشكار ساختن آن و لفظ شكر قلب و تغيير لفظ كشر است كه بمعناى كشف و باز كردن نقطه مقابل كفر كه بمعناى پوشيدن و پنهان كردن است يعنى نعمت را فراموش كردن و پنهان ساختن آن و دابه شكور يعنى حيوانى كه در مقابل پرورش و خوراك دادن صاحبش فربهى او آشكار مىشود و گفته شده اصلش از اين است كه مثلا» گفته مىشود عين شكرى. چشمه شكرى يعنى چشمه پر و مملو بنا بر اين شكر يعنى پر بودن انسان از ذكر و ياد نعمت دهنده و هميشه در ياد او بودن و شكر سه قسم است ١- شكر قلبى يعنى در ياد نعمت بودن و فراموش نكردن آن ٢- شكر زبانى يعنى ستايش و حمد و سپاس نعمت دهنده ٣- شكر جوارحى و عملى يعنى جبران احسان و نعمت بمقدار استحقاق و محقق طوسى ره فرموده شكر و سپاس شريفترين و برترين اعمال است. و شكر نعمت سه گونه است زبانى عملى قلبى و داراى سه ركن و سه پايه است اول شناخت نعمت دهنده و صفات پسنديده او كه شايسته ذات پاك او باشد و شناختن نعمت از لحاظ اينكه نعمت و احسان او است و اين چنين شناختى پيدا نميشود مگر اينكه انسان بداند و متوجه باشد كه تمام نعمتها آشكارش و پنهانش همه و همه از او است و منعم حقيقى او است و اين وسائط مسخر فرمان او و تحت امر او هستند.
ركن و پايه دوم حالتى است كه در نتيجه معرفت و شناخت در انسان پديد مىآيد