ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٠٠ - اخبار اين باب
اقامتگاه آخرتش توشه بردارد. و نيز انسان بايد در طول عمر خود از خدا بترسد كه به او مهلت عمل داده شده و بايد انسان نفس سركش را مهار كند و زمام و افسارش را به دست گيرد و لجام او را از فرو رفتن بگناه باز دارد و او را بطرف اطاعت و فرمان الهى بكشد.
٥٧- كتاب غارات ابراهيم محمد ثقفى از بعضى اصحاب مرفوعا از على ٧ كه بحضرت گفته شد تا كى اين همه صدقه و انفاق ميكنى؟ و چرا امساك و خوددارى نميكنى؟
فرمود آرى بخدا سوگند اگر ميدانستم خداوند يك عمل واجب و يكى از فرائض را از من قبول فرموده امساك مينمودم ولى قسم بخدا نميدانم آيا تا كنون چيزى از من قبول نموده يا ننموده است؟ ٥٨- عده الداعى ابو حازم عبد الغفار بن حسن براى ما نقل كرد كه ابراهيم ادهم وارد كوفه شد و من با او بودم و جعفر بن محمد بن على (امام ششم ٧) هم وارد كوفه شد و اين قضيه در زمان منصور دوانيقى بود. بعدا حضرت بقصد مدينه از كوفه حركت كرد علماء و دانشمندان كوفه براى مشايعت و بدرقه حضرت بيرون آمدند ابراهيم ادهم نيز در جزء مشايعتكنندگان بود. اين علماء و دانشمندان جلوتر از حضرت بيرون رفته بودند ناگهان در سر راه خود ميان جاده با شير درندهاى مواجه شدند ابراهيم گفت توقف كنيد تا جعفر بن محمد برسد بهبيند چه بايد كرد. حضرت رسيد و جريان را بحضرت گفتند حضرت آمد تا به شير نزديك شد گوش شير را گرفت و از راه او را دور كرد. سپس رو كرد به آن جماعت و فرمود اگر مردم اطاعت كامل از خدا مينمودند (بطورى درندگان رام ميشدند) كه ميتوانستند بارهاى خود را بر اين شير بار كنند. و داود بن فرقد از امام ششم ٧ نقل كرده كه فرمود عمل صالح بهشت را براى صاحبش آماده ميكند همان طورى كه انسان غلام خود را براى آماده كردن جايگاه ميفرستد او هم ميرود آماده ميكند سپس حضرت اين آيه را قرائت نمود.
وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ روم ٤٤ هر كس عمل صالح كند براى خود آماده ميكنند.
٥٩- نهج البلاغه از سخنان امير مؤمنان على ٧ هنگامى كه اين آيه شريفه را تلاوت فرمود:
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ انفطار ٦ اى انسان چه چيز تو را نسبت بخدا مغرور نموده است؟ باطلترين دليل و حجت را اين انسان مسئول دارد. اين آيه كوبندهترين دليل در برابر شنونده و قطعكنندهترين عذر است براى شخص مغرور همين انسان كه جهالت و نادانيش او را خوشحال ساخته.