ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١١٧ - تفسير آيات
غنائم كه خدا و رسول عطا نموده البته خوب بود براى آنان و نام بردن از اللَّه با اينكه غنيمت و صدقات را رسول خدا عطا ميفرمايد از نظر تعظيم خدا است و اشاره باينكه آنچه پيامبر انجام ميدهد بامر خدا و دستور اوست (چنين گفته شده) و قالوا حسبنا اللَّه فضل و عنايت خدا براى ما بس است- سيؤتينا اللَّه من فضله بزودى بعدا «غنائم و صدقات ديگرى بما خواهد داد انا الى اللَّه راغبون ما اميد و انتظار توسعه و گشايش الهى را داريم. البته جواب كلمه لو در تقدير است يعنى لكان خيرا لهم اين عمل براى آنها بهتر بود- فان تولوا اگر از ايمان بتو روگردان شدند فقول حسبى اللَّه يعنى از خدا نصرت و يارى بطلب كه او كفايت شر آنها را مينمايد و تو را بر آنان پيروز ميسازد- عليه توكلت از غير او نه اميدى دارم و نه ترسى.- ان كان كبر عليكم مقامى اگر بر شما سنگين است بودن من و توقف و ماندن زياد من در ميان شما و يا قيام من بر دعوت بسوى حق و تذكرات و يادآورى من آيات الهى را براى شما. اگر اين مطالب بر شما سنگين و ناگوار است و با من سر لجاج داريد فعلى اللَّه توكلت اعتماد من فقط بر خداست فاجمعوا امركم و شركائكم شما و همفكرانتان تصميم خود را در باره من بگيريد و با هم متحد شويد براى نابود كردن من و هيچ گونه پنهان كارى نداشته باشيد و علنى عمل خود را انجام دهيد ثم اقضوا الى و اراده خود را در باره من اعمال كنيد. على بن ابراهيم گفته معناى اين جمله اينست كه در باره من نفرين كنيد- و لا تنظرون و شما بمن مهلت ندهيد- و قال موسى يا قوم ان كنتم آمنتم باللَّه فعليه توكلوا هنگامى كه موسى ترس و وحشت قومش را از اين قيام احساس كرد. گفت اى مردم بخدا اعتماد نموده و كار خود را باو واگذار نمائيد يعنى اگر ايمان بخدا داريد لازم است توكل بر او نمائيد- ان كنتم مسلمين- اگر واقعا در برابر قضاء الهى تسليم هستيد و اخلاص در عقيده و عمل داريد. در اين آيه گرچه براى يك حكم (توكل) دو شرط آمده يكى ايمان بخدا (ان كنتم آمنتم) دوم تسليم يعنى خالص بودن براى حق (ان كنتم مسلمين) ولى در واقع ايمان شرط وجوب توكل است يعنى اگر ايمان داريد اقتضاء داشتن ايمان وجوب توكل است ولى تسليم شرط تحقق و وجود توكل است يعنى اگر ايمان خالص نباشد و در دل غير خدا هم باشد توكل تام و اعتماد كامل بخدا حاصل نميشود مثلا «گفته مىشود ان دعاك زيد فاجبه ان قدرت اگر زيد تو را دعوت كرد اجابت كن اگر توانائى داشتى كه دعوت شرط وجوب است يعنى اگر دعوتى نباشد اجابت واجب نيست و قدرت شرط حصول است يعنى اگر قدرت نباشد اجابت محقق نميشود فقالوا على اللَّه توكلنا چون مؤمن مخلص بودند توكل بر خدا نمودند. و دعايشان هم مستجاب شد كه گفته بودند- ربنا لا تجعلنا فتنه للقوم الظالمين- پروردگارا ما را موجب فتنه و وسيله آزمايش ستمكاران قرار مده يعنى آنان را بر ما مسلط نكن كه ما را از دين حق فريب دهند و يا ما را مورد عذاب و شكنجه قرار دهند