ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١١٨ - تفسير آيات
و در تفسير مجمع از صادقين عليهما السّلام و تفسير عياشى آمده كه يعنى خدايا آنان را (ظالمان) بر ما مسلط مگردان كه با اين راه ستمكاران را مورد آزمايش قرار دهى. و لا تدع ... ما لا ينفعك و لا يضرك- چيزى را كه اگر بخوانى او را نفعى بتو نميرساند و اگر از او روگردان شوى زيانى نميرساند كه اگر چنين چيزى را بخوانى فانك اذا من الظالمين- چون شرك خود ظلم بزرگى است. على بن ابراهيم گفته ظاهر اين آيه خطاب به پيامبر است ولى مقصود مردم هستند- زيرا پيامبر ابدا در فكر شرك نيست و ان يمسسك اللَّه بضر اگر ضرر و زيانى را بتو برساند فلا كاشف له الا هو- هيچ كس نميتواند دفع و جلوگيرى كند- و ان يردك بخير فلا راد لفضله و اگر اراده خيرى بتو كند فضل و كرم او را هم هيچ كس نميتواند مانع شود. در اين آيه مورد ضرر و زيان را با تعبير مس و تماس گفته ولى در مورد خير تعبير اراده نموده است با اينكه هر دو از جانب او است: گفته شده از اين جهت است كه خير و رساندن نعمت مراد بالذات است يعنى اصولا «آنچه خدا اراده ميكند بدهد او خير و نعمت است و اما ضرر و زيان مقصود اولى و اصلى نيست بلكه خود مقدمه براى وصول بخير است از اين جهت در مورد خير مستقيما لفظ اراده بكار رفته ولى در مورد ضرر لفظ مس و تماس استعمال شده است و مطلب ديگر اينكه در مورد خير تعبير به فضل نموده (لفضله) براى اشاره باين جهت كه مشمول نعمت و خير از طرف الهى از لحاظ فضل و كرم او است نه اينكه ما استحقاق داشته و نسبت باين نعمت ذى حق باشيم- و در آيه رسيدن ضرر و خير را مطلق گفته و استثنائى نيامده است چون پيدا است هيچ قدرتى نميتواند مزاحم و مانع باشد- بصيب به من يشاء اين خير را بهر كه بخواهد ميرساند و هو الغفور الرحيم- پس رحمت و لطفش را از راه اطاعت و بندگى بدست آورده و اگر گناه كردى از مغفرت و بخشش نااميد مباش و اللَّه على كل شيء وكيل و خدا بر همه چيز حافظ و نگهبان است. پس بر او توكل كن كه بحال همه آگاه است و پاداش و كيفر آنها را خواهد داد- مما تشركون من دونه- يعنى از اين خدايان شما بيزارم- فكيدونى جميعا ثم لا تنظرون- همگى شما كينهتوزى نموده و مرا مهلت ندهيد با اين همه قدرت و قوت و كثرت نفرات كه كفار داشتند و با آن عطشى كه بكشتن آن پيامبر داشتند قاطعانه و بدون پروا با اين سخن شجاعانه با آنان برخورد ميكند از جهت اعتماد و توكل كه بخدا دارد كه او حافظ است و آنان گرچه با هم متحد شوند و توطئه نمايند ولى كوچكتر از اين هستند و مكر و خدعه آنها ارزشى ندارد- انى توكلت على اللَّه ربى و ربكم- يعنى هر چه كوشش كنيد بمن زيان نميرسانيد چون من توكل باو دارم و بكفايت و حفاظت او اعتماد دارم و او مالك من و مالك شما است و تا او نخواهد مكر و نيرنگ شما مؤثر نيست- و ما من دابه الا هو اخذ بناصيتها- هيچ جنبنده نيست مگر اينكه خدا مالك او است و مسلط بر او و متصرف در او طورى كه بخواهد و اخذ بناصيه كنايه است- چون معناى