بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٣٥ - استنتاج
«و به موسى وحى كرديم كه عصاى خود را بيفكن، ناگهان- عصا به صورت مار عظيمى درآمد و- وسائل دروغين- افك- آنها را به سرعت برگرفت.»
٤- قرآن سحر را از خدا نمىداند و چيزىكه از خدا باشد سحر نيست:
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ[١]
« (منكران) مىگويند (همه مخلوقات) از آن خدا است، بگو با اين حال چگونه مىگوييد شما را سحر كردهاند؟»
٥- قرآن سحر را عملى فاسد و قابل ابطال مىداند:
فَلَمَّا أَلْقَوْا قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ[٢]
«هنگامى كه- ساحران فرعون وسائل سحر خود را- افكندند، موسى گفت: آنچه شما آورديد سحر است كه خداوند به زودى آن را ابطال مىكند؛ چرا كه خداوند عمل مفسدان را اصلاح نمىكند.»
٦- قرآن سحر را همرديف دروغ و ديوانگى مىداند. لذا مخالفان، همچنانكه پيامبران خدا را متهم به دروغگويى و ديوانگى مىكردند، آنان را ساحر و مسحور مىدانستند:
... فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسى مَسْحُوراً[٣]
«و فرعون به او گفت: (اى موسى) گمان مىكنم تو تحتتأثير سحر قرار گرفتهاى.»
فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىً ...[٤]
«هنگامى كه موسى با معجزات روشن ما به سراغ آنها آمد، گفتند: اين چيزى جز سحر نيست كه به دروغ به خدا بسته شده.»
[١] - مؤمنون: ٨٩
[٢] - يونس: ٨١
[٣] - اسراء: ١٠١
[٤] - قصص: ٣٦