بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٦ - استنتاج
|
زين كند نفرين حكيم خوشدهن |
بر سوارى كو فرو نايد ز تن |
|
|
عشق مولا كى كم از ليلى بود |
گوى گشتن بهر او اولى بود |
|
استنتاج
اگر پشت فرمان ماشينى دو نفر رانندگى كنند، چه مىشود؟!
اگر دو نفر سواره، مهار اسب يا شترى را بگيرند و او را برانند چطور؟!
بديهى است كه چنين وسيله راهوارى هرگز به مقصد نخواهد رسيد، بهويژه اينكه اگر اين دو راننده دو مسير مخالف و دو مقصد، به عكس هم داشته باشند!
خدا انسان را خلق كرد و مهار اين حيوان دو پا را داد به دست عقل و نفس اماره.
عقل مىخواهد انسان را در مسير «صعود» هدايت كند.
و نفس مىخواهد انسان را در مسير «سقوط» قرار دهد.
عقل مىخواهد انسان پشت به دنيا كند و رو به آخرت.
نفس مىخواهد انسان پشت به آخرت نمايد و رو به دنيا.
عقل مىخواهد انسان را به مقام خليفة اللّهى برساند.
نفس مىخواهد انسان به خلافت دنيايى سرگرم بماند.
نفس مىخواهد انسان به خواستهاى او عمل كند.
عقل مىخواهد انسان به خواستهاى او عمل كند.
عقل مىخواهد مهار انسان را به طرف خود بكشد.
نفس مىخواهد مهار انسان را در اختيار خود بگيرد.
در اين غوغاى كشاكش و تنافر و تنازع ميان عقل و نفس اماره، پيامبران و اولياء اللّه از يك طرف به حمايت از عقل، شيطان و اعوان و انصارش از طرف ديگر به حمايت از نفس، هريك تلاش مىكنند با ترغيب و ترهيب بر رقيب خويش فائق آيند و انسان بيچاره را از تحيّر و تردد نجات دهند.