بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٧
حكايت ١٨٤/ صفحه ٤١٦
|
گر تو را عقلست، كردم لطفها |
ور خرى، آوردهام خر را عصا |
|
حكايت اعتراض اميران عرب بر پيغمبر. حق و سخنى در خصوص اين كلمه
حكايت ١٨٥/ صفحه ٤٢١
|
غير شه را بهر آن لا كردهام |
كه به سوى شه تولا كردهام |
|
حكايت پادشاهى كه بر يكى از نزديكان خود خشم گرفت و شفاعت عماد الملك از وى ... اسلام و سخنى در خصوص اين واژه.
حكايت ١٨٦/ صفحه ٤٢٦
|
بهر اظهارست اين خلق جهان |
تا نماند گنج حكمتها نهان |
|
حكايت سؤال حضرت موسى از خدا در خصوص علت آفريدن و كشتن. يكى از وجوه افتراق كيفيت زندگى دنيا با زندگى آخرت، مرزبندى مشخص بين دو گروه صالح و طالح است.
حكايت ١٨٧/ صفحه ٤٣٢
|
ساحره دنيا قوى دانا زنىست |
حل سحر او به پاى عام نيست |
|
حكايت مسحور شدن پسر پادشاه به سحر پيرهزن. چهچيز دنيا انسان را سحر مىكند؟
حكايت ١٨٨/ صفحه ٤٤١
|
يار فرعون تنيد اى قوم دون |
ز آن نمايد مر شما را نيل خون |
|
حكايت خنديدن زاهدى بر مصائب مردم از خشكسالى.
موضعگيرى انسانها در مقابله با حوادث ناگوار بىارتباط با حالات روانى آنان نيست.
حكايت ١٨٩/ صفحه ٤٤٥
|
قشرهاى خشك را جا آتش است |
قشر پيوسته به مغز جان خوش است |
|
حكايت يافتن پسران عزير وى را بعد از صد سال.