بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٢٨ - استنتاج
بديهى است استفاده از اسم وصف، براى ذات، بدون در نظر گرفتن وجه اشتراك ميان اين دو، زيانهايى را به همراه خواهد داشت كه عمدهترين آن عبارتند از:
١- بىاعتبار ساختن قراردادهاى معتبر جامعه.
٢- تقويت ضدّارزشها با استفاده از معيارهاى ارزشى جامعه.
٣- تضعيف عناصر ارزشى و معيارهاى ارزشمند آنان.
*** مولانا در اين حكايت، نكات بسيار ارزشمندى را در مطاوى ابيات خود بيان كرده است كه نكته استنتاج فوق، از جمله آنان است، نكتهاى كه در يكجا اسم وصفى حسن بر ذاتى گذاشته مىشود كه وجه اشتراك اسم و ذات كاملا محسوس است؛ يعنى كلمه «حسن» اسم وزيرى مىشود كه داراى حسن رفتار با سايرين را دارا است و در جاى ديگر همين كلمه اسم وزيرى مىشود كه هيچ وجه اشتراكى بين آن وزير با اين كلمه وجود نداشت؛ يعنى مثل اين شد كه به آدم ممسك و خسيس بگويند كرمعلى.
لذا شاعر مديحهسرا وقتى گرفتار مصيبت اين نامگذارى بىربط مىشود، با تعجب مىگويد: پروردگارا! نام وزير بخشنده و ضعيفپرور حسن باشد! نام وزير ممسك و ضعيفكش هم حسن باشد؟!
|
گفت يا رب نام آن و نام اين |
چون يكى آمد؟ دريغ اى ربّ دين |
|
آن وزير كه با يك نوشته يا يك امضايش صد وزير و خواجه اهل جود مىشدند، نامش حسن باشد! اين وزير ممسك و خسيس هم كه با ريش بلندش مىتوان طنابها بافت نامش حسن باشد؟! (گويند ريش بلند كنايه از حماقت است).
|
آن حسن نامى كه از يك كلك او |
صد وزير و صاحب آيد جودخو |
|
|
اين حسن كز ريش زشت اين حسن |
مىتوان بافيد اى جان صد رسن |
|
***