بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٧٥ - استنتاج
اسلام پدر در صف كفر بود و پسر در صف اسلام و اين دو بدون در نظر گرفتن پيوند پدر و فرزندى، بر روى يكديگر شمشير مىكشيدند.
*** قرآن حكايت طوفان نوح و غرق شدن فرزندش را در آيات زيادى بهطور مشروح بيان كرده است، مولانا نيز اين حكايت را با استفاده از آيات قرآن كريم به نظم درآورده و در بخشى از آن، چنين نتيجه مىگيرد.
وقتى همه سركشان قوم نوح؛ از جمله زن گمراه و يكى از فرزندان نااهل آن حضرت، به نام كنعان، در توفانى سهمگين به هلاكت رسيدند، نوح به درگاه حضرت حق چنين عرضه داشت:
وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ
«نوح به پروردگارش عرض كرد پروردگارا! پسر من از خاندان من است و وعده تو- در مورد نجات خاندانم- حق است و تو از همه حكم كنندگان برترى.»
قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ... «١»
«فرمود: اى نوح، او از اهل تو نيست. او عمل غيرصالحى است، بنابراين آنچه را كه از آن آگاه نيستى از من مخواه.»
اى نوح، مگر تو نمىبينى كه تو سپيدى و پسرت سياه؟ يعنى نور توحيد قلب تو را روشن و ظلمت كفر و شرك قلب فرزندت را سياه كرده است؟ و بين توحيد و كفر وجه مشتركى نيست تا بشود با آن، اين دو را به نحوى باهم پيوند داد.
|
گفت او از اهل و خويشانت نبود |
خود نديدى تو سپيدى، او كبود؟ |
براى مثال، هرگاه دندانت دچار كرمخوردگى و پوسيدگى شد، بايد آن را كنده،
______________________________
(١)- هود: ٤٥ و ٤٦