بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١٨ - استنتاج
چرا كه حق تنها به راه حق هدايت مىكند؛ ... اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ ....[١]
با عنايت به مطالب پيش، آنچه كه نقيض معناى حق باشد مىشود باطل؛ زيرا:
* باطل ثبوت و بقايى ندارد؛ ... إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً.[٢] «باطل نابودشدنى است.»
* و مطابقت و موافقتى ميان اعتقاد باطل با پديده خارجى آن نيست؛
... وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ؛[٣] «و باطل- كارى از آن ساخته نيست- نه مىتواند آغازگر چيزى باشد و نه تجديدكننده آن.»
قرآن چه ترسيم گويايى در مقايسه ميان حق و باطل دارد، به اين آيه كريمه توجه كنيد:
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ[٤]
«خداوند از آسمان، آبى فرستاد و از هر درّه و رودخانهاى به اندازه آنها سيلابى جارى شد، سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد و از آنچه- در كورهها- براى به دست آوردن زينتآلات يا وسايل زندگى آتش روى آن روشن مىكنند نيز كفهايى مانند آن به وجود مىآيد اما كفها به بيرون پرتاب مىشوند ولى آنچه به مردم سود مىرساند- آب يا فلز خالص-، در زمين مىماند خداوند اينچنين مثال مىزند.»
ميان حق و باطل وجوه افتراق بسيار است، يكى از آنها همين است كه در معناى حق و باطل گفتيم و آيه كريمه فوق نيز اشاره بدان نموده است. مىفرمايد:
وقتى از كوهساران سيلابى به راه افتاد، كفهاى زيادى بر روى آن پديد مىآيد، اين كفها، گرچه به ظاهر بسيار زيبا و چشمگير است ولى در واقع كمترين اثر
[١] - يونس: ٣٥
[٢] - اسراء: ٨١
[٣] - سبأ: ٤٩
[٤] - رعد: ١٧