بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٦٦ - كتاب حفيظ
البته ما صوفيان صافى براى فرار از چماق تكفير عوام اينگونه وحى الهى را وحى دل مىخوانيم چرا كه عوام وحى الهى را مختص انبيا مىداند و غافلند از اينكه وحى معانى مختلفى دارد.[١]
|
از پى روپوش عامه در بيان |
وحى دل گويند آن را صوفيان |
|
در هرحال براى ما فرق نمىكند اگر مىخواهى تو نيز آن را وحى دل بدان؛ زيرا دل صوفى صافى منظرگاه خداست و دلى كه منظرگاه خدا شد هرگز خطا نمىكند.
|
وحى دل گيرش كه منظرگاه اوست |
چون خطا باشد چو دل آگاه اوست |
|
سالك صادق با نور الهى نگاه مىكند و كسى كه چنين شد از خطا و سهو در امان است.
|
مؤمنا ينظر بنور اللّه شدى |
از خطا و سهو ايمن آمدى |
|
قال الرّضا ٧:
«فاتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه الّذى خلق منه».
«از زيركى مؤمن بپرهيزيد كه او با نور خدا مىبيند، نورى كه با آن خلق شده.»[٢]
[١] - راغب در مفردات اصل وحى را اشاره سريع مىداند و به همين اعتبار گفته شده« امر وحى- كار سريع» حال اين اشاره سريع با كلام رمزى باشد يا با صداى خالى از تركيب كلامى، يا با اشاره به بعضى از جوارح، يا با نوشتن باشد.
ابو الفضل تفليسى در كتاب وجوه قرآن، براى وحى ده معنا ذكر كرده است و براى هريك از معانى شاهدى از قرآن آورده است.
[٢] - سفينة البحار، ماده« آمن»، ج ٢، ص ٣٦