بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٢٦ - استنتاج
صبر به حسب اختلاف موارد، متفاوت است؛ اگر امساك و خويشتندارى در مصيبت باشد، آن را صبر گويند كه ضد آن جزع است و اگر در جنگ باشد آن را شجاعت گويند كه ضد آن جبن است. اگر در پيشآمد ناگوار باشد آن را سعه صدر گويند كه ضد آن بىتابى است. اگر در خوددارى از سخن گفتن باشد، آن را كتمان نامند كه ضد آن پرگويى است و در قرآن به همه موارد فوق صبر گفته مىشود چنانچه مىفرمايد:
... وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ ...[١]
«و در برابر محروميتها و بيمارىها و در ميدان جنگ صبر مىكنند.»
نقطه آغاز زندگى انسان «انّا للّه» است و نقطه انجام زندگى «و انّا اليه راجعون».
آنچه مىتواند اين دو نقطه را به هم وصل كند و «صراط مستقيم» انسان را در زندگى ترسيم نمايد، ايمان به خدا است و ايمان نيز زمانى مىتواند ترسيم گويايى از خود براى مؤمن بنمايش بگذارد كه زبان صبر به همراه داشته باشد؛ چنانچه قرآن رمز موفقيت رهبران الهى را صبر و يقين به آيات خدا مىداند.
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ[٢]
«و از آنها پيشوايانى برگزيديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند به خاطر اينكه شكيبايى نمودند و به آيات ما يقين داشتند.»
و پيغمبر اسلام را در به ثمر رسيدن هدف مقدسش همواره امر به صبر و بردبارى در مقابل مشكلات مىنمايد:
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ...؛[٣] «صبر كن كه وعده خدا حق است.»
اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ ...؛[٤] «در برابر آنچه مىگويند شكيبا باش.»
[١] - بقره: ١٧٧؛ مفردات راغب
[٢] - الم سجده: ٢٤
[٣] - روم: ٦٠
[٤] -« ص»: ١٧