بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٠ - استنتاج
مردم ظاهرنگر هم فريب رنگ و روى ظاهرش را خوردند و گمان كردند كه فرعون خداى آنان است، لذا در مقابلش سجده مىكردند و فرعون هم از اينكه توانست مردم را مثل خودش خر كند خرسند بود.
|
هركه ديد آن مال و جاهش سجده كرد |
سجده افسوسيان را او بخورد |
فرعون كه در واقع، فقير و نيازمند يك جو ديانت و بندگى بود، از بندگى مردم در برابرش سرمست غرور و تكبر شده بود.
|
گشت مستك آن گداى ژنده دلق |
از سجود و از تحيرهاى خلق |
فرعون غافل بود از اينكه قدرت و مال چون مارى زهرآگين است ولى فريب سجدههاى خلق را خوردن همچون اژدهاست.
|
مال، مار آمد كه در وى زهرهاست |
و ان قبول و سجده خلق اژدهاست |
اين نكته كه مولانا مال را تشبيه به مار زهرآگين كرده ولى روحيه تملّقپذيرى را همچون اژدها مىداند، از نكات بسيار ارزنده و آموزنده مكتب مثنوى است؛ زيرا روحيه تملقپذيرى و قبول تعظيم و تكريم رياكارانه انسانهاى چاپلوس، باور كاذبى در آنان به وجود مىآورد كه فكر كنند تافتهاى جدا بافتهاند و چند سروگردن از همگان بالاتراند. سقوط كامل چنين انسانهايى زمانى آغاز مىشود كه اين باورهاى كاذب به مرحلهاى برسد كه خود را شريك در خلقت و تدبير امور جهان بدانند و شانه به شانه آفريدگار جهان بسايند. و اين اژدهايى است كه قابل مقايسه با مال دنيا نيست.
لذا مولانا فرعون و فرعونيان همه اعصار را مورد خطاب قرار داده، مىگويد:
شما تظاهر به قدرت، علم، تقوى، ديانت و ... نكنيد، شما در واقع شغالى هستيد كه پوستين شير پوشيدهايد و يا تظاهر به طاووس بودن مىكنيد.
|
هاى اى فرعون، ناموسى مكن |
تو شغالى، هيچ طاووسى مكن |
طشت رسوايى شما زمانى از بام مىافتد كه در ميان طاووسان قرار بگيريد و بخواهيد مانند آنان جلوهگرى كنيد.
|
سوى طاووسى اگر پيدا شوى |
عاجزى از جلوه و رسوا شوى |