بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٦٢ - استنتاج
استنتاج
جمله «لوح محفوظ»، در قرآن كريم، تنها يكبار آنهم در توصيف اين كتاب آسمانى آمده است:
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ* فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ[١]
«- اين سخن سحر نيست- بلكه قرآن باعظمت است، كه در لوح محفوظ جاى دارد.»
«لوح» (به فتح لام)، به هرچيز پهن گويند كه مثل تخته و استخوان كتف و سنگ و مانند آن باشد و بر روى آن بنويسند و «محفوظ»، از ماده حفظ، به معنى نگهدارى شده و حفظ شده است.
خداوند مىفرمايد: قرآن كتاب سحر و جادو نيست بلكه كتاب باعظمتى است كه در لوح محفوظ از هرگونه تغيير و تبديل و نقصان و زياده حفظ شده است.
در اينكه منظور از لوح محفوظ چيست؟ ميان مفسران اختلاف نظريه وجود دارد، ولى آنچه مسلم است اين است كه منظور از «لوح» در اين آيه كريمه، الواح معمولى و متداول در زندگى مادى ما نيست! و چنين نيست كه خداوند- تبارك و تعالى- در گوشهاى از جهان هستى صفحه بزرگى گذاشته و پديدههاى ما كان و ما يكون و ما كائن را در آنجا نوشته باشد! بلكه با توجه به مضمون رواياتى كه مىگويد:
«ألّلوح المحفوظ له طرفان طرف على يمين العرش و طرف على جبهة اسرافيل».
«لوح محفوظ دو طرف دارد، يكى در راست عرش است و ديگر به پيشانى اسرافيل.»[٢]
«و هو من درّة بيضاء طوله ما بين السّماء و الأرض و عرضه ما بين المشرق و المغرب».
«لوح محفوظ همچون درّ سفيد است كه طولش به اندازه فاصله زمين و آسمان
[١] - بروج: ٢١ و ٢٢
[٢] - تفسير قمى، ذيل آيات ٢١ و ٢٢ سوره بروج.