بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨١ - استنتاج
حكايت ١١٤
|
تو كه بىدردى همىانديش اين |
نيست صاحب درد را اين فكر هين |
شخصى يك پسگردنى به زيد زد، و زيد هم به او حملهور شد تا پاسخ پسگردنى او را بدهد. ضارب به زيد گفت:
پرسشى از تو دارم، ابتدا جواب مرا بده آنگاه مرا بزن و آن پرسش اين است:
وقتى من به تو پسگردنى زدم، صدايى كه بلند شد اين صدا از دست من بلند شد يا از پس گردن تو؟
زيد پاسخ داد:
|
گفت: از درد اين فراغت نيستم |
كه در اين فكر و تفكر بيستم |
|
|
تو كه بىدردى همىانديش اين |
نيست صاحب درد را اين فكر هين |
استنتاج
درد بىدردى يكى از بيمارىهاى اجتماعى است كه هر زمان با انگيزه و عوامل خاص خودش، گروهى را دامنگير مىشود. تربيت نادرست خانوادگى، عقدههاى ناگشوده روانى، شكست و سرخوردگى در رسيدن به اميال نفسانى؛ اعم از جنبههاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و عشقى، همه و همه از جمله عواملى هستند كه ناقل ويروس بىدردى در وجود انسان مىباشند. انسان بىدرد در واقع