بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٧٩ - استنتاج
علوم معارف كسبى با عرفاى مترقى در طريق معرفت الهى است. مولانا عقيده دارد كسى كه عمرش در طريق علوم كلامى صرف شد، حاصلى جز مباحثات و مناقشات خشك و پرپيچوخم به دست نخواهد آورد. در واقع آنان همچون كسانى هستند كه درد دنيا دارند، نه درد دين، لذا تلاش مىكنند كه همواره نظريات علمى خود را بر نظريات ديگران حاكم كنند.
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً ... «١»
«كسانى كه مكلّف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نكردند، مانند درازگوشى هستند كه كتابهايى را حمل مىكنند.»
بهعكس كسى كه تلاش مىكند خود را از اين مرحله برهاند، و سرانجام به مرحلهاى مىرسد كه علوم كسبى و مجازى او تبديل به علوم موهوبى و حقيقى مىگردد و همهچيز را از منظر حقيقت نگاه مىنگرد.
|
علمهاى اهل دل حمالشان |
علمهاى اهل تن احمالشان |
|
|
علم چون بر دل زند يارى شود |
علم چون بر تن زند بارى شود |
|
*** دفتر صوفى سواد و حرف نيست |
جز دل اسپيد همچون برف نيست |
|
|
زاد دانشمند آثار قلم |
زاد صوفى چيست انوار قدم |
لذا مولانا در اين حكايت آورده است:
وقتى عالم متوقفى نكتهنظريههاى صحيح و سقيم علمى خود را به حضور عارفى مترقى و پويا ارائه مىكند و از او مىخواهد تا كاوشى در نظريات علمى او داشته باشد، عارف به يكباره كتاب و دفتر تحقيقات عالم را مىبندد و به دست او مىدهد كه اين كار، كار تو است، تو بنشين و مشغول زيرورو كردن و جداسازى
______________________________
(١)- جمعه: ٥