بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧٤ - استنتاج
اين پرسشها و دهها و صدها پرسش ديگر كه هالهاى از ابهام و خوف و وحشت از عالم بعد از مرگ براى ما به وجود آورده است، گرچه پاسخهايى به پارهاى از اين پرسشها داده شده، ليكن واقعيت اين است كه ناكافى بودن آن پاسخها و بىپاسخ ماندن بسيارى از آنها اين حق را به انسان داده است كه از سرنوشت آينده بعد از مرگ خود نگران باشد. حال پرسش اين است كه آيا راهى براى رفع اين نگرانى وجود دارد يا خير؟
آيا مىتوان، با صرفنظر از دست يافتن به پاسخ صحيح، از كم و كيف مسائل بعد از مرگ راهى را برگزيد كه از ذهنيّت تاريك ما نسبت به عالم بعد از مرگ بكاهد و اطمينانى آرامبخش در خاطر پريشان ما بوجود آورد؟
پاسخ اين پرسش مثبت است؛ زيرا نهتنها يك راه بلكه راههاى بسيارى است كه سلوك هريك از آن راهها مىتواند سالك را بدون تشويش به سرمنزل امن الهى برساند؛ يكى از آن راهها، راهى است كه مولانا در اين حكايت بيان كرده است.
*** مولانا از قول انس بن مالك در پاسخ به پرسش ميهمانان كه چگونه دستمال در ميان آتش تنور نسوخت، مىفرمايد:
دليل نسوختن دستمال اين است كه حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و اله چندبار دست و دهان مبارك خود را با آن پاك كرده است. سپس نتيجهاى كه از بيان اين مطلب مىگيرد اين است كه مىفرمايد:
اى دلى كه از آتش و عذاب الهى مىترسى و از عالم بعد از مرگ وحشت دارى، يكى از راههاى رفع اضطراب و نگرانى از هول مرگ و عالم برزخ و قيامت، نزديك شدن به صاحبان چنين دست و لب است.
|
اى دل ترسنده از نار و عذاب |
با چنان دست و لبى كن اقتراب |
|
وقتى يك تكه پارچه، كه از جمادات است، با اقتراب و نزديكى به دست و