بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٢٣ - استنتاج
هو اليقين و اليقين هو التّصديق و التّصديق هو الأقرار و الأقرار هو الأداء و الأداء هو العمل».
«مىخواهم اسلام را چنان تعريف كنم كه كسى پيش از من تعريف نكرده باشد:
اسلام يعنى تسليم در برابر حق و تسليم يعنى به مرحله يقين رسيدن و يقين؛ يعنى تصديق و تصديق يعنى اقرار و اقرار يعنى انجام وظيفه و انجام وظيفه همان عمل است.»[١]
قرآن نيز ايمان به خدا و عمل صالح را به تنهايى عامل رستگارى انسان نمىداند بلكه مكمل اين دو را تسليم در مقابل خدا دانسته و مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ[٢]
«آنها كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و در برابر خداوند خاضع و تسليم بودند، آنها ياران بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند.»
«اخبتوا»، از ماده «خبت» در اصل بهمعناى زمين هموار است، سپس اخبات بهمعناى نرمى و تواضع بكار رفته است.[٣]
بنابراين، آيه فوق، شرط دخول در بهشت و جاودانه زيستن در بهشت را، نه تنها ايمان و عمل صالح بلكه در كنار اين دو تسليم در مقابل فرامين الهى مىداند.
در حديث آمده است كه شخصى خدمت حضرت امام صادق ٧ عرض كرد:
در ميان ما مردى است كه نامش «كليب» است و هيچ سخنى از شما صادر نمىشود مگر اينكه او فورا مىگويد: انا اسلم. من در برابر آن تسليم هستم؛ بهطورىكه در ميان ما مشهور شده است به «كليب تسليم» امام فرمود: رحمت خدا بر او باد! سپس اضافه كرد: «أتدرون ما التّسليم؟»؛ «آيا مىدانى تسليم چيست؟»
[١] - نهج البلاغه، قصار الحكم ١٢٠
[٢] - هود: ٢٣
[٣] - مفردات راغب.