بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٩٢ - استنتاج
شَيْءٍ عَلِيمٌ.[١]
«چنان نبود كه خداوند قومى را پس از هدايت مجاذات كند مگر اينكه آنچه را كه بايد از آن بپرهيزند براى آنان بيان نمايد- و آنان مخالفت كنند- زيرا خداوند بر همه چيز دانا است.»
همانگونه كه ملاحظه شد، آيات فوق و آياتى از اين قبيل، گوياى اين حقيقت است كه خداوند رحمان بدون تبيين حقايق و اتمام حجت، هيچ بنده را معذب به عذاب خويش نمىسازد و اساسا عذاب و تنبيه نتيجه ناديده گرفتن تكاليف الهى است و تكاليف زمانى بما هو تكليف است كه شرايط انجام آن براى مكلف فراهم شده باشد.
حضرت امام صادق ٧ در تفسير آيه كريمه فوق (توبه: ١١٥) فرمودند:
«حتّى يعرفهم ما يرضيه و ما يسخطه».
«خداوند بزرگ كسى را عذاب نمىكند تا اينكه به آنها بفهماند چيزهايى را كه موجب رضايت يا سخط او مىباشد.»[٢]
*** مولانا در اين حكايت به نقش مثبت عقل در زندگى انسان اشاره مىكند كه شرح عرفانى آن را مىتوان به قرار زير تقرير كرد:
آبگير، كنايه است از دنيا و تعلّقات آن.
سه نوع ماهى، كنايه است از تقسيم مردم به سه گروه عاقل، نيمهعاقل و بىعقل.
ماهىگيران، كنايه است از شيطان و اعوان و انصار او.
دام، كنايه است از وسائل مورد استفاده شيطان براى صيد انسان.
انسانها در پهنه زندگى دنيا، از سه گروه خارج نيستند:
[١] - توبه: ١١٥
[٢] - نور الثقلين، ج ٢، ص ٢٧٦