بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٠ - استنتاج
مرزهاى شناخته شده الهى و اجتماعى جلوه دهد و اين همان چيزى است كه قرآن كريم مىفرمايد:
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى[١]
«چنين نيست كه انسان حقشناس باشد، مسلما طغيان مىكند به خاطر اينكه خود را بىنياز مىبيند.»
ولى زمانىكه اين آرامش تبديل به دگرگونى و اين نعمت تبديل به نقمت شد، تازه مىفهمد كه موجودى ضعيفتر و نيازمندتر از او در دنيا وجود ندارد، كاش اين فهم همچنان در او باقى مىماند ولى جاى تأسف اينجاست كه با از بين رفتن گرفتارى و برگشتن وضع به شكل اول، انسان نيز دوباره به غفلت و طغيانش بر مىگردد.
قرآن كريم چه زيبا حالات ناپايدار روانى اينگونه انسانها را به تصوير مىكشد.
توجه فرماييد:
وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً
«و هنگامى كه در دريا ناراحتى به شما برسد، همه كس را جز او فراموش خواهيد كرد، اما هنگامى كه شما را به خشكى نجات دهد، روى مىگردانيد و انسان كفران كننده است.»
أَ فَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا
«آيا از اين ايمن هستيد كه در خشكى- با يك زلزله شديد- شما را در زمين فرو ببرد يا توفانى از سنگريزه بر شما بفرستد، سپس حافظهاى براى خود نيابيد؟»
أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تارَةً أُخْرى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ
[١] - علق: ٦ و ٧