بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٤٤ - استنتاج
يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ...[١] از پذيرش مشكلات هراسى نداشته باشد.
*** مولانا در اين حكايت تصويرى از سالك هدفمند را به نمايش مىگذارد كه در راه رسيدن به گنج معانى و معارف الهى، از پذيرش هيچ مشكلى ابا ندارد. او عاشقى است كه كشته شمشير «لا» است و روحش محل نواختن طبل بلا و عنا.
|
عاشقم من، كشته قربان لا |
جان من نوبتگه طبل بلا |
|
او با هدف رسيدن به قلّه معرفت، بلاهاى بزرگى را متحمّل شده كه اين بلاهاى معمولى در مقابله با آن بلاها، همچون طبل كوچك آن كودك است در مقابل طبل بزرگ سلطان محمود.
|
خود تبوراك است اين تهديدها |
پيش آنچه ديده است اين ديدهها |
|
حضرت امام كاظم ٧ مىفرمايد:
«انّما المؤمن بمنزلة كفّتى الميزان كلّما زيد في ايمانه زيد في بلائه».
«مؤمن همانند و كفّه ترازو است، هرچه ايمانش زياد شود بلايش افزون مىگردد.»[٢]
حضرت امام صادق ٧ فرمودند:
«اذا احبّ اللّه قوما او احبّ عبدا صبّ عليه البلاء صبّا فلا يخرج من غمّ الّا وقع في غمّ».
«وقتى خدا قوم يا بندهاى را دوست داشته باشد، بلايى بر آنان نازل فرمايد كه از غمى فارغ نشده در غمى ديگر در افتد.»[٣]
[١] - مائده: ٥٤
[٢] - سفينة البحار، ماده« بلا».
[٣] - بحار، ج ٧٩، ص ١٤٨