بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٣ - استنتاج
كمترين مقدار از قوّه وجدان در باطن وجودش باشد، همواره بدىها را در ديگران بد مىبيند و وقتى مىشنود ظالمى بر سر يتيمى زد و اموال او را تصاحب نمود، اين كار را ناپسند مىداند و هزار و يك لعن و نفرين نثار او مىكند و يا وقتى در تاريخ، جنايات چنگيز و خونريزىهاى حجّاج بن يوسف ثقفى را مىخواند و وقتى مىشنود كه نادرشاه چشم پسرش را از حدقه درآورد يا عمر سعد، حسين بن على و فرزندان و يارانش را در كنار آب، لب تشنه به طرز فجيعى به شهادت رساند، يا نرون امپراتور روم جهت ارضاى نفس خود، شهر روم را به آتش كشيد و مادر و همسرش را به قتل رساند و يا فرعون براى نابود كردن موسى هزاران نوزاد را كشت و ...
قيافهاش درهم فرو مىرود و با خود مىگويد:
عجب انسانهاى درندهخويى! عجب انسانهاى قسىّ القلب و بىرحمى! و از اين قبيل جملات كه حاكى از تنفّر انسان از اينگونه كارها است. ولى اگر همين انسان كه اعمال جنايتكاران تاريخ را زشت مىداند، نمونهاى از حالات درندهخويى در او باشد، يا آن را نمىبيند و يا اگر هم متوجه باشد مىخواهد به نحوى توجيه كند و چنين بنماياند كه اگر جنايت و ظلم بد است، براى ديگران است نه براى او.
قرآن وقتى به اينگونه افراد مىرسد؛ يعنى كسانى كه ديگران را در انجام كارهاى خلاف سرزنش مىكنند در حالىكه خود آلوده به آن هستند، آنان را مورد مؤاخذه قرار مىدهد و مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ* كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ «١»
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا سخنى مىگوييد كه عمل نمىكنيد؟ نزد خدا بسيار موجب خشم است سخنى بگوييد كه آن را عمل نمىكنيد.»
***______________________________
(١)- صف: ٢ و ٣