بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢١٩ - استنتاج
همه مردم منتظر بودند كه صدر جهان، نديم را بسوزاند و يا به دار آويزد. امّا آنگاه كه چشم عاشق به معشوق افتاد، مدهوش بر زمين افتاد، اطرافيان صدر جهان دويدند و ظرف آب آوردند و به صورت نديم عاشق ريختند تا به هوش آيد، ولى غافل از اينكه عاشق تنها با آب وصال و مهر معشوق به هوش آيد نه چيز ديگر.
صدر جهان، عاشق توبهكنندهاش را پذيرفت و او را با آب محبت به هوش آورد؛ چرا كه برخلاف آنچه كه مردم در مورد صدر جهان فكر مىكردند، صدر جهان را عقيده بر اين بود كه:
|
او گناهى كرد و ما ديديم ليك |
رحمت ما را نمىدانست نيك |
|
|
خاطر مجرم ز ما ترسان بود |
ليك صد اميد در ترسش بود |
|
|
من بترسانم وقيح ياوه را |
آنكه ترسد من چه ترسانم ورا؟ |
|
|
بهر ديگ سرد آذر مىرود |
نه بدان كز جوش از سر مىرود |
|
استنتاج
توبه، از ماده «تاب، يتوب» بهمعناى رجوع و بازگشت و يا رجوع و بازگشت از گناه و معصيت آمده است.[١]
راغب در مفردات مىگويد:
توبه، عبارت از ترك كردن گناه است به بهترين وجه و آن عبارت از رساترين راههاى عذرخواهى و اعتذار است و اعتذار بر سه گونه است و آن اينكه شخص عذرخواه بگويد: «من نكردهام»، يا بگويد: «به خاطر فلان كار انجام دادهام» كه در واقع خويشتن را دور قلمداد مىكند و يا اينكه بگويد: «انجام دادم ولى بد كردم و از اين به بعد انجام نمىدهم» (و هذا الأخير هو التّوبة) و اين مورد آخر همان توبه است.
در لسان شرع «توبه» بهمعناى بازگشت از گناه و اعمال خلاف است و اگر
[١] - اقرب الموارد- لسان العرب