بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٩٦ - استنتاج
لذا اسلام حق قصاص را براى اولياى دم ثابت كرده و مىفرمايد:
... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً ...[١]
«و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه- حق قصاص- قرار داديم ...»
*** مولانا در اين حكايت، نكات بسيار ارزنده اخلاقى و عرفانى را در مطاوى ابياتش بيان نموده است كه ما تنها به شرح يكى از آن نكات مىپردازيم:
مىگويد: از روشهايى كه خداوند در برخورد با ستمگران اتّخاذ نموده، فرصت دادن به ستمگران و مدارا با آنان است. تا كى؟ تا زمانى كه ستمكار ستم را از حد بگذراند.
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ[٢]
«آنها كه كافر شدند، تصور نكنند اگر به آنان مهلت مىدهيم به سود آنهاست، ما به آنان مهلت مىدهيم كه بر گناهان خود بيفزايند و عذاب خواركنندهاى براى آنها در پيش است.»
|
حلم حق گرچه مواساها كند |
ليك چون از حد بشد پيدا كند |
|
و يكى از ستمگرىهاى انسانهاى ستمگر، ريختن خون نفس محترم است و عجيب اينكه از خواص خون به ناحق ريخته شده، اين است كه هرگز پايمال نمىشود بلكه همواره در جستجوى قاتل است و مدام ايجاد سؤال در دل مردم مىكند كه: چرا فلانى كشته شد؟
|
خون نخسبد درفتد در هر دلى |
ميل جستوجوى كشف مشكلى |
|
البته اين خاصيت كه از خون ذكر شد، از الطاف حضرت حق است؛ يعنى خدا
[١] - اسراء: ٣٣
[٢] - آل عمران: ١٧٨