بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٩٩ - استنتاج
است و «اجل مسمّى» همان مرگ طبيعى و به هنگام.
حال در اينجا دو سؤال مطرح است كه بايد به آنها پاسخ داده شود.
اول: چرا قبل از آنكه نيروى استمراربخش حيات انسان به پايان برسد، عمر انسان به پايان مىرسد يا به تعبيرى انسان گرفتار اجل معلق و مرگ نابههنگام مىگردد؟
دوم: آيا مىشود جلوى اجل معلق را گرفت و انسان را از مرگ زودرس و نابهنگام نجات داد؟
در پاسخ به سؤال اول بايد گفت: عوامل مرگ زودرس و اجل معلق در زندگى طبيعى انسان را مىتوان به دو قسمت كلّى تقسيم كرد: «عوامل مادى» و «عوامل معنوى».
عوامل مادى؛ رعايت نكردن مسائل بهداشتى، مصون نداشتن خويش از حوادث زندگى، نداشتن تغذيه صحيح و كافى، استفاده از مأكولات و مشروبات مخدر و مخرب، روانپريشى و هيجانات مداوم روحى و ... عواملى از اين قبيل.
عوامل معنوى، عمدهترين آن را مىتوان عامل گناه و سرپيچى از فرامين الهى دانست چنانكه حضرت امام صادق ٧ مىفرمايد:
«من يموت بالذّنوب اكثر ممّا يموت بالاجال و من يعيش بالأحسان اكثر ممّن يعيش بالاعمار».
«آنها كه به وسيله گناه مىميرند، بيش از آنهايى هستند كه با مرگ طبيعى مىميرند و آنها كه با احسان و نيكى زنده مىمانند بيش از آنهايى هستند كه به عمر معمولى و طبيعى مىمانند.»[١]
در پاسخ به سؤال دوّم بايد گفت: پيشگيرى از اجل معلق و مرگ زودرس نيز از دو طريق امكانپذير است؛ طريق مادى و طريق معنوى.
[١] - سفينة البحار، ج ١، ص ٤٨٨