بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥١ - استنتاج
توافق دارند كه وقتى قبطيان از دست قورباغهها، كه همه زندگى آنان را تصرف نموده و عرصه زندگى را بر آنان تنگ كرده بودند، به تنگ آمدند با اشك و آه به حضور موسى ٧ رسيدند و سوگند ياد كردند كه اگر اينبار از عذاب نجات يابند سر به مخالفت برندارند.
موسى ٧ نيز در حق آنان دعا كرد و خداوند آفت قورباغه را از زندگى قبطيان پاكسازى نمود. با رفع عذاب، قبطيان نهتنها سر تسليم در مقابل موسى فرود نياوردند بلكه پس از آن سركشتر شدند، تا اينكه يك ماه از اين ماجرا گذشت ولى دشمنى و عداوت لجوجانه قبطيان با موسى سبب شد كه خداوند اينبار خون را بر زندگى آنان مسلّط كند.[١] يعنى خداوند آب رود نيل را، كه منبع شرب مصريان بود، و همه منابع آبى مصر را تبديل به خون كرد و اين در حالى بود كه آب شهر تنها براى قبطيان خون بود و براى سبطيان و مؤمنان به موسى، آبى گوارا بود! اين وضع چند روزى ادامه يافت. قبطيان از تشنگى به تنگ آمدند. تا جايى كه زنان قبطى. از زنان سبطى آب طلب مىكردند، آب تا زمانى كه در كوزه زن سبطى بود آب بود و آنگاه در كوزه زن قبطى ريخته مىشد، به خون بدل مىگشت. فرعون دستور داد منبعى بسازند پر از آب و از آن منبع دو لوله بكشند؛ يكى براى شرب قبطيان و يكى براى شرب سبطيان. هردو گروه از لوله مخصوص خود آب مىخوردند ولى آنچه به دهان سبطيان مىريخت آب و آنچه به دهان قبطيان مىريخت خون بود. فرعون كه خود از شدّت تشنگى رنج مىبرد، دستور داد پوست درخت تر براى او بياورند تا با مكيدن آن پوستهاى تر، رفع تشنگى كند ولى آنچه به صورت آب به دهان فرعون مىرفت تبديل به خون مىشد. كار به جايى رسيد كه قبطىهاى متكبر و خودخواه به سبطيان التماس مىكردند كه ايشان آب در دهان خود ريخته و از دهان خود به دهان قبطىها بريزند. با اين حال تا در دهن سبطيان بود آب بود و وقتى به دهان
[١] - بعضى گفتهاند كه منظور از دم، خون دماغ شدن؛ يعنى بيمارى رعاف بود كه به صورت يك بيمارى عمومى مدتى همه قبطيان را گرفتار كرده بود.