بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٧١ - استنتاج
يافته است.»[١] ولى از نظر شأن و منزلت مقدّم بر جسم مادى مىباشد.
|
لا جرم گفت آن رسول ذو فنون |
رمز «نحن الاخرون السّابقون» |
|
*** مولانا در استنتاج اين حكايت، جايگاه ارزشى انسان، اين موجود برتر را در ديدار پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله با جبرئيل چنين بيان مىكند:
وقتى طبق تقاضاى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، جبرئيل خود را چنانكه هست در معرض تماشاى آن حضرت قرار داد، حضرت از هيبت آن هيكل، بىهوش شد. جبرئيل چون رسول عزيز را از بيم و ترس بىهوش ديد، جلو آمد و او را در آغوش مهر خود گرفت.
|
چون ز بيم و ترس بىهوشش بديد |
جبرئيل آمد، در آغوشش كشيد |
|
سپس مولانا در تقسيمبندى مقام روح و جسم انسان مىگويد:
اگر شما ديديد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله از هيبت جبرئيل بىهوش شد، اين در ارتباط با جنبه حيات مادى پيغمبر بود كه فرمود: ... أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ...؛[٢] «من انسانى چون شمايم.»
ولى در ارتباط با جنبه حيات ملكوتى پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله عظمت اين انسان برتر قابل مقايسه با عظمت جبرئيل نيست؛ چنانكه فرمود: «لو لاك لما خلقت الأفلاك»؛ «اى پيغمبر اگر تو نبودى من آسمانها را نمىآفريدم.»
|
آن مهابت قسمت بيگانگان |
وين تجمّش، دوستان را رايگان |
|
[١] - فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ...؛« هنگامى كه كار ساخت آدم را به پايان رساندم در او از روح خود دميدم»( حجر: ٢٩) ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ ...؛« بعد اندام او- انسان- را موزون ساخت و- سپس- از روح خويش در وى دميد.»( سجده: ٩) از نظر ژيولوژى روح در پايان چهارماهگى به جنين ملحق مىشود. و پس از ملحق شدن روح به بدن، ... ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ ...؛« انسان آفرينش تازهاى مىيابد.»( مؤمنون: ١٤)
[٢] - كهف: ١١٠