بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١٤ - استنتاج
حكايت ١٢١
|
يستوى الاعمى لديكم و البصير |
في المقام و النّزول و المسير؟ |
|
قاطرى به شترى گفت: تو در فراز و نشيب خوب راه مىروى و به زمين نمىافتى، در حالىكه من هنگام راه رفتن در فراز و نشيب لحظهبهلحظه با سر به زمين مىغلطم! علّت اين كار چيست؟ بگو تا من هم چگونه زيستن را بياموزم.
شتر پاسخ داد: چشم من از چشم تو بيناتر است و هرگاه بر سر كوهى بروم با هوشمندى تا پايان گردنه را مىبينم، از اين گذشته، خداوند فراز و نشيب راه را به من نشان مىدهد، من هر قدمى كه برمىدارم از روى بينش است، به همين سبب از لغزش نجات پيدا مىكنم امّا تو جلوى دو- سه قدمى خود را مىبينى در واقع دانه را مىبينى ولى سختى به دام افتادن را نمىبينى.
|
يستوى الاعمى لديكم و البصير |
في المقام و النّزول و المسير؟ |
|
استنتاج
يكسان بودن زندگى خستهكننده است. دگرگونىها، پيچوخمها و نشيب و فرازهاى زندگى همچون امواجى است كه مانع گنديده شدن آب حيات مىگردد.
چيزىكه هست، انسانى كه دستخوش امواج و دگرگونىهاى زندگى مىشود، بايد سياست برخورد صحيح با اين دگرگونى و قدرت رهيدن از اين امواج را داشته باشد تا بتواند ضمن حفظ نشاط زندگى، خود را به ساحل مقصود برساند.