بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧٨ - استنتاج
عاجز باشند. اين معنا فقط به كارهايى اطلاق مىشود كه پيغمبران خدا براى اثبات نبوّت خود در مواردى كه خود صلاح مىديدند به امر خدا انجام مىدادند.
... ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ...[١]
«هيچ پيامبرى حق نداشت معجزهاى جز به فرمان خدا بياورد.»
زيرا حقيقت معجزه، به عكس سحر و جادو و كارهايى از اين قبيل، از حقايق عالم غيب است و غيب هم مربوط به خداست ... إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ ...[٢] و خدا كسى را از علم غيب خود آگاه نمىكند مگر رسولانى را كه مورد رضايت او هستند.
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً* إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ ...[٣]
«خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمىكند، مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند.»
قرآن معجزات بسيارى از پيامبران نقل كرده است؛ از آن جمله معجزات نه گانه حضرت موسى ٧ است:
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ ....[٤]
«ما به موسى نه معجزه روشن داديم.»
آن نه معجزه عبارت بودند از:
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ ...[٥]
«سپس- بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل كرديم كه عبارت بودند از- توفان و ملخ و آفت گياهى و قورباغهها و خون كه نشانههايى از هم جدا بودند.»
[١] - مؤمن: ٧٨
[٢] - يونس: ٢٠
[٣] - جن: ٢٦ و ٢٧
[٤] - اسراء: ١٠٣
[٥] - اعراف: ١٣٣