بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٧ - استنتاج
|
پس همه دانستهاند آن را يقين |
كه فرستد باد ربّ العالمين |
|
|
پس يقين در عقل هر داننده هست |
اينكه با جنبنده جنباننده هست |
|
|
گر تو او را مىنبينى در نظر |
فهم كن آن را به اظهار اثر |
|
استنتاج
آيا پديدههاى جزئى و كلى جهان، پديدآورندهاى دارند؟
براى پاسخ به اين پرسش لازم است دو پرسش و دو پاسخ ديگر هم مطرح شود و آن اينكه: آيا پديدهها بدون علت به وجود آمدند؟
آيا پديدهها هريك خود علت خلقت خود بودند؟
بديهى است هيچ پديدهاى بدون علت پديد نمىآيد؛ يعنى چنين نيست كه مثلا بدون تابش منبع نور (اعماز خورشيد يا چراغ يا هرچيز نورانى ديگر) روشنايى پديد آيد. از طرفى هم هيچ پديدهاى نمىتواند پديدآورنده خويش باشد؛ زيرا فرض اين است كه خود پيشتر وجود نداشته، چيزىكه خود وجود ندارد، چگونه مىتواند علّت پديد آمدن چيزى باشد.
قرآن كريم در يك جمله كوتاه، اين دو احتمال را رد مىكند و مىفرمايد:
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ[١]
«آيا آنها بدون علت آفريده شدهاند؟ يا خود خالق خويشند؟»
نه بدون علت آفريده شدهاند و نه خود مىتوانند علت خود باشند. بنابراين، نتيجه مىگيريم كه: پديدههاى جزئى و كلى جهان، پديدآورندهاى دارند.
حال اين پرسش پيش مىآيد كه پديدآورنده پديدههاى جهان كيست؟ ما چنين نسبتى را به چه كسى مىتوانيم بدهيم؟
[١] - طور: ٣٥