بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩٨ - استنتاج
|
مىپرستيد آفتاب چرخ را |
خوار كرده جان عالى نرخ را |
|
|
آفتاب از امر حق طبّاخ ماست |
ابهلى باشد كه گوييم او خداست |
|
|
باز گرديد اى رسولان خجل |
زر شما را، دل به من آريد دل |
|
استنتاج
آيا انسان در خدمت پديدههاى طبيعى است يا پديدههاى طبيعى در خدمت انسان؟
در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: گرچه قانون تلازم، همه پديدهها را زنجيروار به هم پيوند داده است و انسان نيز حلقهاى از اين زنجيره به حساب مىآيد، ولى غايت خلقت انسان، غير از غايت خلقت ديگر مخلوقات است.
از قرآن و لسان امامان پاك، چنين برمىآيد كه زمينه خلقت همه پديدهها و موجودات الهى، جهت بهرهدهى به انسان است و آنها بگونهاى فراهم آمدهاند كه انسان بتواند از آنها بهرهورى بهينه، جهت رشد و ارتقاى مادى و معنوى خود داشته باشد. لذا وقتى قرآن مىگويد:
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ...[١]
«او خدايى است كه همه آنچه در زمين وجود دارد براى شما آفريد.»
أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ...[٢]
«آيا نديدى خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما كرد؟»
اين بدان معناست كه: «خداوند استعداد بهرهدهى در همه مخلوقات و موجودات زمين و آسمان و استعداد بهرهورى انسان از آنان را فراهم كرده است» و اين از دو جمله «سخّر لكم» و «خلق لكم» فهميده مىشود. در غير اين صورت؛
[١] - بقره: ٢٩
[٢] - لقمان: ٢٠