بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٣٣ - استنتاج
رسيد، آن صدا مىگفت: اينك مىآيم، به سراغت مىآيم. پنجبار اين صداى هولناك در فضاى مسجد پيچيد. مرد غريب بجاى اينكه بترسد، با خشم از جا برخاست و گفت:
|
برجهيد و بانگ برزد كى كيا |
حاضرم، اينك اگر مردى بيا |
|
|
در زمان بشكست ز آواز آن طلسم |
زر همى ريزيد هر سو قسمقسم |
|
|
ريخت چندان زر كه ترسيد آن پسر |
تا نگيرد زر ز پرّى راه در |
|
|
بعد از آن برخاست آن شير عتيد |
تا سحرگه زر به بيرون مىكشيد |
|
|
اين زر ظاهر به خاطر آمده است |
در دل هر كور دور زرپرست |
|
|
بل زر مضروب ضرب ايزدى |
كو نگردد كاسد آمد سرمدى |
|
|
آن زرى كين زر از آن زر تاب يافت |
گوهر و تابندگى و آب يافت |
|
|
آن زرى كه دل ازو گردد غنى |
غالب آيد بر قمر در روشنى |
|
استنتاج
|
نابرده رنج گنج ميسّر نمىشود |
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد |
|
اين بيت كه بسيار معروف و زبانزد خاص و عام است، داراى معناى گستردهاى است و مىتواند بر هرچيزىكه موضوع آن را «طلب» تشكيل مىدهد، منطبق گردد؛ حال آن چيز انگيزه مادى داشته باشد مثل: علم، ثروت، مقام و ... يا انگيزه معنوى داشته باشد مانند: عشق، بخشش، تقوا، معرفت، تقرّب به خدا و ...
رسيدن به هريك از موارد پيشگفته، تحمّل رنج و تلاش مداوم را مىطلبد.
مهمتر از همه، با توجه به وجود مراتب و مراحل مختلف در هريك از موضوعات فوق، ارتقا و رسيدن به هريك از مراتب و مراحل نيز بستگى به كيفيت تلاش و تحمّل رنج در خصوص رسيدن به آن مرحله دارد؛ مثلا علم در حوزه خود، داراى كلاسبندىهاى مشخّصى است كه بدون طى كلاس قبلى، رسيدن به كلاس بعدى