بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٧٣ - استنتاج
گزند طوفان حفظ نمايى. وحى آمد كه:
|
گفت او از اهل و خويشانت نبود |
خود نديدى تو سپيدى او كبود؟ |
|
|
چونكه دندان تو كرمش درفتاد |
نيست دندان بركنش اى اوستاد |
|
|
تا كه باقى تن نگردد زاد از او |
گرچه بود آن تو، شو بيزار ازو |
استنتاج
در زندگى اجتماعى انسان پيوندهاى زيادى وجود دارد كه افراد جامعه را به هم نزديك مىسازد. اين پيوندها را مىتوان به دو بخش كلّى تقسيم كرد: «پيوندهاى نسبى» و «پيوندهاى سببى».
از ميان پيوندهاى نسبى، نزديكترين و محكمترين آنان را مىتوان پيوند برادرى، پيوند پدر فرزندى و ... دانست كه هيچ عاملى قدرت گسستن اين پيوندها را ندارد جز يك عامل و آن «پيوند ايمان» است.
ايمان به خدا، با اينكه نوعى پيوند سببى است ولى كاربردش آنچنان قوى است كه همه پيوندهاى نسبى و سببى را تحتتأثير خود قرار مىدهد و اگر لازم ببيند، رشته پيوند پدر و فرزندى را قطع مىكند و بين دو برادر دشمنى ايجاد مىكند و به عكس، بيگانگان را آنچنان باهم پيوند مىدهد كه هيچ پيوندى به استحكامى آن نمىرسد. در تاريخ اسلام نمونههاى زيادى از اينگونه قطع و وصلها را سراغ داريم كه عامل آن چيزى جز ايمان به خدا نيست، نمونههايى از آن را توجه بفرماييد:
١- حضرت ابراهيم ٧ با اينكه برادرزاده آزر بود، وقتى در راه تبليغ دينش پافشارى مىكند، عمويش آزر او را تهديد مىكند و مىگويد: اگر دست از تبليغ دينت برندارى و همچنان بر ضدّ خدايان ما اقدام كنى، تو را سنگسار مىكنم.
قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا «١»
______________________________
(١)- مريم: ٤٦