بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨٩ - استنتاج
بعضىها خدا را به خاطر عوارض عبوديتش مىپرستند؛ مثلا نماز مىخوانند به خاطر اينكه نمازخوان معرفى شوند، به حج مىروند تا نامى عوض كرده باشند، صدقات مىپردازند تا جايگاه اجتماعى خاصى را بيابند و ... و حتى بعضى اين كارها را انجام مىدهند براى حظّ نفسانى و ذوق حالات وجدانى خويش، همه اينها مصداق ... تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً ... است نه ... لا تَدْعُوا ....*
پس عاشق صادق و عابد وامق بندهاى است كه خدا را بدون هيچ نظر، بلكه فقط براى خدايىاش پرستش كند. مولاى ما حضرت على ٧ مىفرمايد:
انّ قوما عبدوا اللّه رغبة فتلك عبادة التّجار، و انّ قوما عبدوا اللّه رهبة فتلك عبادة العبيد، و انّ قوما عبدوا اللّه شكرا فتلك عبادة الأحرار».
«گروهى خدا را از روى رغبت در پاداش، بندگى و عبادت مىكنند، اين عبادت بازرگانان است. گروهى به جهت ترس خدا را بنده هستند، اين عبادت غلامان است و گروهى از روى سپاسگزارى خدا را بندگى مىكنند، اين عبادت عبادت آزادگان است.»[١]
|
هست معشوق آنكه او يك تو بود |
مبتدا و منتهايت او بود |
|
[١] - نهج البلاغه، كلمات قصار ٢٢٩