بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢١٤ - استنتاج
تبعيدگاه يعنى چه؟ منظور از اين پرسش چيست؟
منظورم اين است كه وقتى كسى در جامعه عنصر نامطلوبى شناخته مىشود دستگاه حكومتى او را به منطقهاى دوردست، كه داراى بدترين شرايط زندگى است، تبعيد مىكند و اين، بدين معناست: حال كه قدر عافيت امنيت و آرامش و نعمت را ندانستى، سزاوار زندگى در منطقهاى هستى كه نهتنها از اين مزايا محروم است بلكه رويش محيط زندگى تو چيزى جز اضطراب و نگرانى و محروميت و غم و اندوه نيست و تو براى استمرار حيات خود ناگزير همواره با اين پديدههاى شوم در ستيز خواهى بود.
با اين مقدمه موجز و فشرده، متوجه شديد كه منظورم از پرسش اول چيست؟
زيرا جدّ ما آدم ابتدا در بهشت سكونت داشت و خداوند همه امكانات يك زندگى به تمام معنى زيبا را در اختيار او قرار داد و به او گفت از همه امكانات و لذّات محيط زندگى خود بهرهمند باش ولى تنها نزديك اين درخت نرو كه زيان خواهى ديد.
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ[١]
«و گفتيم: اى آدم، تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از- نعمتهاى- آن گوارا هر چه مىخواهيد بخوريد- اما- نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد.»
ولى آدم قدر نعمت عافيت زندگى در بهشت را ندانست، طمع كرد و از درخت منهى استفاده نمود، اين سرپيچى و قانونشكنى، آدم را بهعنوان عنصرى كه شايستگى زندگى در بهشت را ندارد معرفى كرد، لذا قرار شد او را از بهشت بيرون كرده به منطقهاى تبعيد نمايند.
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ[٢]
[١] - بقره: ٣٥
[٢] - بقره: ٣٦