بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٤٦ - استنتاج
انديشههاى دربند قيام كرده، مورد ستيز و مخالفت شديد عوامل مخرّب قرار گرفته است.
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ ...[١]
«ما هيچ رسول و پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هرگاه آرزو مىكرد- كه طرحى در پيشبرد اهداف الهى خود بريزد- شيطان القائاتى در آن مىكرد.»
و قرآن كريم فلسفه اين جنگوگريز و تضارب دو گروه حق و باطل را ميدان آزمايشى مىداند براى گرويدگان به اين دو گروه؛ چنانكه مىفرمايد:
لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ ...[٢]
«هدف از اين ماجرا اين بود كه خداوند القاى شيطان را آزمونى قرار دهد براى آنها كه در قلبشان بيمارى است و آنان كه سنگدلند.»
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ ...[٣]
«و نيز هدف اين بود كسانى كه خداوند به آنان آگاهى بخشيده، بدانند اين حقى است از سوى پروردگار تو، در نتيجه به آن ايمان بياورند.»
بنابراين، بىتوجهى به باطل و تبليغات پرطمطراق او، اولا: موضعگيرى همه جانبه بر ضدّ باطل، ثانيا: حمايت همهجانبه و دفاع از جبهه حق، ثالثا: از مواردى است كه رعايت آن در رسيدن به سرمنزل مقصود براى سالك الى اللّه ضرورى و از ملزومات سلوك به حساب مىآيد.
*** مولانا هم در اين حكايت شيرين توجه ما را به نكته پيشگفته جلب كرده كه تفسير آن را مىتوان بدين شرح بيان كرد:
[١] - حج: ٥٢
[٢] - حج: ٥٣
[٣] - حج: ٥٤