بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٤٧ - استنتاج
اسب، كنايه است از سالك منتهى.
كره، كنايه است از سالك مبتدى.
چشمه آب، كنايه است از معارف و حقايق مكتب سلوك.
صاحبان اسبها، كنايه است از عوامل مخرب و مخالفان رهبران اصلاحطلب.
سوت، كنايه است از تبليغات مسموم و پرطمطراق عوامل مخرّب.
سالك مبتدى تحت رهبرى استاد و پير طريقت، قدم در طريق سلوك مىگذارد تا از آبشخور معرفت سيراب گردد ولى عوامل مخرّب از داخل و خارج (از داخل وسوسههاى نفس كه همواره سالك را تشويق به تنپرورى و تنبلى مىكند. و از خارج نمادهاى پر زرقوبرق زندگى دنياپرستان از خدا بىخبر) همواره سالك را به وسوسه مىاندازد كه از كنار آبشخور معرفت، خود را كنار بكشد، ولى استاد و پير طريقت وقتى اين تردّد و اوهام را از حركات و فكر شاگردش مىخواند، به او مىگويد:
اى عزيز، فرصت تنگ است و اين سرچشمه معرفت بهطور وفور جارى است، پيش از آنكه از اين آب محروم گردى و بر اثر محروميت پشيمان شوى، وقت را غنيمت شمار و از اين آبشخور بقدر توان استفاده كن تا درخت شناخت و معرفت تو سرسبز و باطراوت گردد.
|
وقت تنگ و مىرود آب فراخ |
پيش از آن كز هجر گردى شاخشاخ |
|
|
شهره كاريزى است پر آب حيات |
آب كش تا بردمد از تو نبات |
|
اى سالك تشنه سخنان و رهنمودهاى اولياء اللّه، ترديد و تشكيك را كنار بگذار و با آرامش و اطمينان كامل، از آب حيات معرفت اللّه سيراب شو.
|
آب خضر از جوى نطق اوليا |
مىخوريم اى تشنه غافل، بيا |
|
اگر به فرض، چشم دلت، چشمه حقايق را قدرت شهود ندارد، بر تو است كه