بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٥
حكايت ١٧٢/ صفحه ٣٥٦
|
مال در ايثار اگر گردد تلف |
در درون، صد زندگى آيد خلف |
|
حكايت شخصى كه با لباس ژنده از سفر عراق به موطن خود بازگشت و ژاژخواهىهاى او براى دوستان انفاق و سخنى در خصوص آن.
حكايت ١٧٣/ صفحه ٣٦١
|
لوح محفوظ است او را پيشوا |
از چه محفوظ است؟ محفوظ از خطا |
|
حكايت رسيدن بوى خوش ابو الحسن خرقانى به مشام بايزيد بسطامى.
لوح محفوظ و سخنى در خصوص آن.
حكايت ١٧٤/ صفحه ٣٦٧
|
پس تو را هر غم كه پيش آيد ز درد |
بر كسى تهمت منه بر خويش گرد |
|
حكايت حضرت سليمان و كج وزيدن باد و كج شدن تاج بر سرش
حكايت ١٧٥/ صفحه ٣٧١
|
عقل ايمانى چو شحنه عادل است |
پاسبان و حاكم شهر دل است |
|
حكايت شخصى كه از عاقلى در مورد مشكلى مشورت خواست عقل و سخنى در خصوص آن.
حكايت ١٧٦/ صفحه ٣٧٧
|
پير، پير عقل باشد اى پسر |
نه سپيدى موى اندر ريش و سر |
|
حكايت رسول اسلام كه جوانى را به فرماندهى لشكر انتخاب كرد و اعتراض فضولى به اين انتخاب. جوان و سخنى در خصوص آن.
حكايت ١٧٧/ صفحه ٣٨٥
|
بر كنار بامى اى مست مدام |
پست بنشين، يا فرود آ و السلام |
|
حكايت بايزيد بسطامى كه ادعاى خدايى كرد. شطّاح و سخنى در خصوص آن.