بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٣٦ - استنتاج
... فَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ[١]
«ولى جمعى از كافران آنها گفتند اينها- معجزاتى كه حضرت عيسى ٧ مىآورد- جز سحر آشكار نيست.»
وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ[٢]
«آنها تعجب كردند كه چرا پيامبر- اسلام- انذاركنندهاى از ميان خودشان برخاسته، و كافران گفتند: اين ساحر دروغگويى است.»
٧- قرآن سحر را از نظر خود ساحران و كفار نيز كارى دور از حقيقت مىداند لذا مىگويد: وقتى ساحران فرعون در مقابل معجزه حضرت موسى ٧ قرار گرفتند، از كار باطل خود توبه كرده، گفتند:
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى[٣]
«ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهان ما و آنچه را از سحر بر ما تحميل كردى ببخشد و خدا بهتر و باقىتر است.»
و نيز سحر را با دروغ همرديف دانستن و ديوانگى، خود گواه بر اين است كه آنان به بىاساسى سحر اذعان داشتند.
و اينكه كفار وقتى معجزهاى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله مىديدند با استهزا و تمسخر مىگفتند: اين سحر است. به تمسخر گرفتن سحر توسط كفار نشان مىدهد كه حتى آنان نيز به سحر اعتقادى نداشتند:
وَ إِذا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ* وَ قالُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ.[٤]
«و هنگامى كه معجزهاى را ببينند ديگران را نيز به استهزا دعوت مىكنند. و مىگويند اين فقط سحرى است آشكار.»
[١] - مائده: ١١٠
[٢] -« ص»: ٤؛ آياتى كه كفار، پيغمبران خدا را دروغگو، ديوانه، ساحر و مسحور مىدانستند زياد است ما جهت رعايت اختصار به چند آيه اكتفا نموديم.
[٣] - طه: ٧٣
[٤] - صافات: ١٤ و ١٥