بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٣٧ - استنتاج
٨- قرآن سحر را همواره در مقابل حق قرار داده است نه همچون حق يا در كنار حق. و اين مقابله نشاندهنده ناحق بودن سحر است:
وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ[١]
«و هرگاه نشانه و معجزهاى را ببينند اعراض كرده، مىگويند: اين سحرى است مسمر.»
با توجه به موارد هشتگانه بالا، درمىيابيم كه نظر قرآن در خصوص سحر همچون نظر اهل لغت مبتنى بر غيرواقع بودن سحر است.
و به خاطر همين غيرواقع بودن است كه از ديدگاه اسلام انجام سحر و تعليم و تعلّم آن به هر مقدار حرام و از گناهان كبيره به حساب آمده است.
انّ عليّا ٧ قال: «من تعلّم شيئا من السّحر قليلا او كثيرا فقد كفر، و كان آخر عهده بربّه، وحدّه ان يقتل الّا ان يتوب».
حضرت على ٧ فرمودند: «كسى كه به هر مقدار، كم يا زياد، سحر بياموزد كافر شده است و رابطه او با خدا قطع مىشود. و حدّ شرعى آن اين است كه بايد به قتل برسد، مگر اينكه توبه كند.»[٢]
رت امام صادق ٧ فرمودند:
«اربعة لا يدخلون الجنّة: الكاهن، و المنافق، و مدمن الخمر و القتّات: و هو النّمام»
«چهار گروه داخل بهشت نمىشوند: كاهن- كسى كه خبر از آينده مىدهد- منافق، دائم الخمر و دوبهمزن.»[٣]
قال رسول اللّه: «ساحر المسلمين يقتل، و ساحر الكفّار لا يقتل، فقيل: يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و لم ذلك؟ قال: لأنّ الشّرك و السّحر مقرونان».
رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله فرمودند: «ساحر مسلمان بايد كشته شود و ساحر كافر
[١] - قمر: ٢، طور: ١٥، صف: ٦، مدثر: ٢٤
[٢] - بحار الأنوار، ج ٧٩، ص ٢١٠
[٣] - بحار الأنوار، ج ٧٩، ص ٢١٠